› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2583

به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابرو

وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه انابروردیف ابرودشواری دشوارتر

به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابرو

حضور قامت خم گشته ایمایی‌ست زان ابرو

واژه‌نامه · فقط صورت‌های نادر؛ واژه‌های بی‌شرح رایج‌اندایمایی‌ست ← اشاره‌ای استقامت خم ← قد خمیده از پیری

دم تیغی چو اشک از خون من رنگین نمی‌گردد

مبادا افتد از مستی به فکر امتحان ابرو

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 14 واژه
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
غافل
بی‌خبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
دم
نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
خم
خمیدگی یا خمِ شراب؛ منبعِ مستی و فیضِ معنوی.
فکر
اندیشه؛ تأمل و سیرِ ذهن، گاه دامِ راهِ دل.
پیری
سالخوردگی؛ نمادِ ضعف، پختگی و فرجامِ عمر.
حضور
بودن و حاضری؛ نمادِ حضورِ دل نزدِ حق.
مستی
سرخوشیِ می؛ بیخودیِ عاشقانه و محوِ هشیاری در حق.
آبرو
حیثیت و عزت؛ نمادِ آبِ رخ که نیاز آن را می‌ریزد.
امتحان
آزمون و ابتلا؛ نمادِ آزمایشِ الهیِ جان و ایمان.
رنگین
رنگ‌دار؛ نماد جلوه فریبا و آراسته ظاهرِ ناپایدار.
قامت
واژه یا ترکیبی در میدان «سرو / قامت»؛ کاربرد آن به همان شبکهٔ تصویری و مفهومی وابسته است.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗