→ دیوانِ بیدل دهلوی

آفت

148 بیت · 148 مصراع · 142 غزل

تعریف

afat

آفت در این مدخل به‌صورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده می‌شود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با آفت شناخته می‌شود و برای آن لایهٔ ضعیف مستقلی ثبت نشده است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: بلا و گزند؛ تباهیِ کمین‌کرده در جانِ هستی. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ هم‌جهت همراه باشد.

بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 148 مصراع، 148 بیت و 142 غزل است. پرتکرارترین نشانه‌های آن چنین‌اند: آفت (148). این اعداد مفهوم را به‌عنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان می‌دهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهد‌محور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت می‌شود.

شواهد

30 بیت
  1. 1
    رَستن از آفت امکا‌ن، تهی از خود شدن است / تو ز کشتی مگذر عالَم آب است اینجا
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    اباستاینجا
    شناسه
    bayt 151 · ganjoor 40,645
  2. 2
    عافیت می‌طلبی منتظر آفت باش / سر بالین‌طلبان تحفهٔ در است اینجا
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    راستاینجا
    شناسه
    bayt 168 · ganjoor 40,647
  3. 3
    یکی‌ست حاصل و آفت به مزرعی‌ که شبی / ز دانه مور به خرمن فکنده‌اند اینجا
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    نفکندهانداینجا
    شناسه
    bayt 205 · ganjoor 40,650
  4. 4
    تا جان بری ز آفت بنیاد زندگی / زین خانه یک دو دم ز نفس پیشتر برآ
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ربرا
    شناسه
    bayt 673 · ganjoor 40,694
  5. 5
    خلقی آفت‌خرمن است‌اینجا به‌قدر احتیاط / عافیت‌می‌خواهی ازخود اندکی‌غافل برآ
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    لبرا
    شناسه
    bayt 697 · ganjoor 40,696
  6. 6
    نتوان چو بیدل هرزه‌فن به هزار فتنه طرف شدن / نفسی ز آفت ما و من به در عدم نزدی چرا
    وزن
    متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
    قافیه
    منزدیچرا
    شناسه
    bayt 790 · ganjoor 40,704
  7. 7
    آرزومند تو را سیر گلستان آفت است / نکهت‌ گل تیغ باشد صاحب ناسور را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    وررا
    شناسه
    bayt 899 · ganjoor 40,714
  8. 8
    در هجوم عاجزی آفت گوارا می‌شود / می‌شمارد مرغ بی‌پرواز شهپر تیغ را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رتیغرا
    شناسه
    bayt 1,053 · ganjoor 40,728
  9. 9
    عیش خواهی صید آفت شوکه مانند هلال / چرخ ابرومی‌کند برچشم ساغرتیغ را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رتیغرا
    شناسه
    bayt 1,060 · ganjoor 40,729
  10. 10
    می‌کندقطع سخن‌، اظهارفضلش آفت‌است / جز بریدن‌کی بود حرفی لب‌گازتو را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ازتورا
    شناسه
    bayt 1,634 · ganjoor 40,779
  11. 11
    نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را / زخمِ خنجر فارغ از تشویش دارد دسته را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ستهرا
    شناسه
    bayt 1,718 · ganjoor 40,787
  12. 12
    در زیر چرخ یک مژه راحت طمع مدار / آفت‌شناس سایهٔ سقف خمیده را
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    یدهرا
    شناسه
    bayt 1,756 · ganjoor 40,790
  13. 13
    بنای سرکشی، چون اشک، سر تا پا خلل دارد / علاج سیل آفت کن، سر بند ادب مگشا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    بمگشا
    شناسه
    bayt 2,004 · ganjoor 40,812
  14. 14
    هردم زدن به وهم دگر غوطه می‌زنیم / توفا‌ن ندارد افت موج سراب ما
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ابما
    شناسه
    bayt 2,052 · ganjoor 40,817
  15. 15
    خاک ما گرد قیامت دارد / حذر از آفت شوراندن ما
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
    قافیه
    نما
    شناسه
    bayt 2,630 · ganjoor 40,868
  16. 16
    سعی‌همت را ز بی‌مغزان چه‌مقدار آفت‌است / هرکه راگردید سر، برلغزشی زد پای ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ایما
    شناسه
    bayt 2,851 · ganjoor 40,888
  17. 17
    به آفت سخت نزدیکند نازک طینتان بیدل / بود با سنگ و آتش الفت دیرینهٔ مینا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ینهٔمینا
    شناسه
    bayt 3,051 · ganjoor 40,907
  18. 18
    مباش هرزه‌نوای بساط کج‌فهمان / که ترسم آفت نفرین کشد ستودن‌ها
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    ودنها
    شناسه
    bayt 3,424 · ganjoor 40,940
  19. 19
    حرف ارباب نصیحت بر دل‌گرم آفت است / شیشه چون درآتش‌افتد بر سرش سنگ است آب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    نگاستاب
    شناسه
    bayt 3,937 · ganjoor 40,986
  20. 20
    سیل آفت می‌کند معماری بنیاد شرم / خانه‌آرایان گوهر را ستون می‌گردد آب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ونمیگردداب
    شناسه
    bayt 4,025 · ganjoor 40,993
  21. 21
    آفت ممسک بود تقلید ارباب‌کرم / کاغذ ابری کجا چون ابر برمی‌دارد آب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رمیدارداب
    شناسه
    bayt 4,045 · ganjoor 40,995
  22. 22
    آفت هوش اسیران برق دیدار است و بس / می‌زند رنگ‌گل آتش در بنای عندلیب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ایعندلیب
    شناسه
    bayt 4,368 · ganjoor 41,024
  23. 23
    بی‌دستگاهی‌داشت امن‌از آفت‌عشق و هوس / پروز از راه سوختن واکرد بر پروانه‌ات
    وزن
    مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
    قافیه
    انهات
    شناسه
    bayt 4,410 · ganjoor 41,027
  24. 24
    زاهد،‌که‌بادش‌، آفت ایمان شکست و ریخت / تا شیشه بشکند دل مستان شکست و ریخت
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    انشکستوریخت
    شناسه
    bayt 4,588 · ganjoor 41,044
  25. 25
    بیدل از آفت‌نصیبان دلیم / خون شدن معراج طاقت‌های ماست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
    قافیه
    است
    شناسه
    bayt 4,825 · ganjoor 41,063
  26. 26
    آفت دیگر نمی‌خواهد طلسم اعتبار / چون شرر برق نگاهی خرمن ما را بس است
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ابساست
    شناسه
    bayt 5,546 · ganjoor 41,123
  27. 27
    همین به زندگی اسباب دام آفت نیست / به خاک نیز،‌کفن‌، خضر راه نباش است
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    اشاست
    شناسه
    bayt 5,617 · ganjoor 41,131
  28. 28
    یک قلم چون تخم اشک شمع آفت مایه‌ایم / کشت ما‌چندانکه سیراب‌است حاصل‌آتش است
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    لاتشاست
    شناسه
    bayt 5,633 · ganjoor 41,133
  29. 29
    تا نگردید آفت آسایشم نیرنگ هوش / زین معما بیخبر بودم‌که مجنون عاقل است
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    لاست
    شناسه
    bayt 5,823 · ganjoor 41,149
  30. 30
    گرد‌ون به فکر آفت ماکم فتاده است / مانند خم‌، همیشه‌، سرما و خشت ماست
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    شتماست
    شناسه
    bayt 6,028 · ganjoor 41,167

مفاهیمِ هم‌نشین

هم‌خانوادهٔ این واژه

شرحِ مفهوم

متنِ ماشینی — بازبینی‌نشده

آفت در جهان شعری بیدل نیرویِ آسیب و تباهی است که از حسود و گردون تا نفس و شکفتن و تقاضا گسترده می‌شود. می‌توان دید که آفت اینجا هم بلایِ بیرونی است و هم پیامدِ درونیِ رویش و تمنا: تیغی در قعر، چشمی در آستینِ استخوان، و حتی تمهیدِ شکفتن بر دلِ آزرده.

دامنهٔ معنایی این مفهوم با تیغ و بسمل، دانه و ریشه و برگ، خون و جگر، آشیان و مأوا، چرخهٔ آدم و گندم و نان، و موج و دریا هم‌مرز است. آفت با تیغ، برش و هلاکت را؛ با جگر و نفس، آسیبِ حیاتی را؛ با دانه و مزرع، منطقِ کشت و حاصل و تقاضا را؛ و با شکفتن، پارادوکسِ زیباییِ ویرانگر را می‌سازد. همسایگی با موج و دریا حسِّ گستره و بازگشتِ آسیب را تقویت می‌کند.

در سنت، آفت غالباً بلایِ خارجی یا آسیبِ محصول و تن است. نزد بیدل، آفت گاه از خودِ شکفتن و تبسم و تقاضا برمی‌خیزد: بر دلِ آزرده تمهیدِ شکفتن آفت است؛ بر طلسمِ غنچه نیز. تسلیم ممکن است از آفتِ گردون نهرسد، اما نفس تا در جگر باقی است ایمنی کامل نیست. در این خوانش، آفت هم تقدیرِ فلک است و هم خطرِ رویش و خواستن.

نمونه در «ایمن از فتنه نگردی به مدارای حسود / آب تیغ آفت قعرش به کران می‌باشد» آفت را به عمق و کرانِ تیغ می‌برد. نیز «بر دل آزرده تمهید شکفتن آفت است / جام در خون می‌زند زخم از تبسم‌کردنش» شکفتن و تبسم را عاملِ زخم می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد که آفت نزد بیدل آسیبِ توأمانِ بیرون و رویش است، نه فقط مصیبتِ تصادفی.