› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 156

گل بر رخت‌ گشود نقاب‌ کشیده را

وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه یدهراردیف رادشواری دشوار

گل بر رخت‌ گشود نقاب‌ کشیده را

آیینه آب داد ز روی تو دیده را

عمریست درسم‌از لب‌لعل خموش تست

یعنی شنیده‌ام سخن ناشنیده را

ماییم و حیرتی و سر راه انتظار

امید منقطع نشود دام چیده را

نتوان به وحشت از سر آسودگی‌گذشت

دام ره است‌گوش صدای رمیده را

خالی‌ست بزم صحبت ما ورنه در میان

فرصت‌کجاست اشک ز مژگان چکیده را

اندیشه فال وهم زد و عمر نام کرد

گرد رم به دام نفس واتپیده را

گرداب را نشد خس و خاشاک عیب‌پوش

مژگان ندوخت چاک گریبان دیده را

دردسر زبان مده از حرف نارسا

از خم برون میار می نارسیده را

در زیر چرخ یک مژه راحت طمع مدار

آفت‌شناس سایهٔ سقف خمیده را

کرد آب بی‌زبانی مینای بسملم

در موج خون صداست‌گلوی بریده را

خواری جزای پای ز دامن‌کشیدن است

دریاب اشک از مژه بیرون دویده را

تا زندگی‌ست عمر اقامت نصیب نیست

وحشت شکسته دامن صبح دمیده را

در دام اضطراب‌کشد عشق را هوس

آرام نیست آتش خاشاک دیده را

بیدل به دام سبحه محال است فکر صید

بی‌موج باده طایر رنگ پریده را

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
هوس
آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
صبح
آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
مژگان
موهای پلک؛ نمادِ تیرِ نگاه و گریهٔ عاشق.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗