→ دیوانِ بیدل دهلوی

غبار / سایه

1,847 بیت · 1,863 مصراع · 1,313 شعر

تعریف

ghobar

غبار و سایه دو نامِ یک شهودِ واحدند: هستیِ کمینه — بودنی در آستانهٔ نبودن. در پیکرهٔ غزلیات (2,828 غزل، 33,047 بیت)، «غبار» در 1,156 مصراع و 897 شعر (31.7 %) و «سایه» در 713 مصراع و 629 شعر (22.2 %) آمده است؛ هستهٔ خوشه (غبار یا سایه) 1,313 شعر — یعنی 46.4 % کل دیوان — را پوشش می‌دهد و صورتِ مستقلِ «گرد» (جدا از گردون/گردیدن) 673 شعر دیگر را به مدارِ همین خوشه می‌آورد. این بسامد، غبار را پس از آیینه و شمع، سومین ستونِ تصویریِ دیوان می‌سازد.

در این خوانش، غبار پاسخِ بیدل به پرسشِ «موجود چیست؟» است: «غبار نیستی ماست آنچه موجود است». آنچه هست، جوهر نیست؛ گردی است که نیستی در حرکتِ خود برانگیخته — «توفان غبار عدمیم آب بقا کو». انسانْ «مشت غباری» است معلق میان دو بیابان، و کلِ وادیِ امکان «پر از غبارِ فناست». اما غبارِ بیدل صرفا تصویرِ حقارت نیست؛ سه ظرفیتِ دیگر دارد. نخست، اخلاقِ خاکساری: «غبارِ عجز بود کسوت ظفر» — برخاستنِ غبار همان شکستِ پیروزمندانه است و غبارِ عجز در شکستِ خویش «دام» می‌گسترد و عالمی را صید می‌کند. دوم، نوشتارِ هستی: «خطِ غبار» — ریزترین قلمِ خوشنویسی — استعارهٔ بیدلی از متنِ کم‌رنگِ وجود است: «قلمی به خاک سیاه زن بنویس خط غبار ما». سوم، حرکت‌شناسیِ خود: غبارْ ردِ رفتن است؛ «هرکه از خود می‌رود ماییم گردِ رفتنش» — خودِ آدمی چیزی نیست جز غبارِ برخاسته از عزیمتِ خویش، و آرمیدنش هم «به دوشِ» همین رفتن است.

سایه همان گزاره را از سوی نور بیان می‌کند: اگر غبارْ ذرهٔ معلقِ هستی است، سایهْ نبودِ مرئی است — جایی که چیزی دیده می‌شود بی‌آنکه چیزی باشد. بیدل از این فیزیکِ ساده، هستی‌شناسی می‌سازد: «عدم سایه ز خورشید معین گردید» — سایه/عدم تنها در نسبت با خورشیدِ وجود تعریف می‌شود؛ «حجاب پرتو خورشید سایه می‌باشد» — همان نسبتْ حجاب هم هست؛ و «سایه آخر تا چه مقدار از زمین برتر بود» — ارتفاعِ هستیِ ما از عدم همین قدرِ ناچیز است. سلوکِ بیدلی در این دستگاه، بازگشتِ سایه به منبعِ نور است: «سایه آخر می‌رود از خود به طرفِ آفتاب». جفتِ «شخص و سایه» نقدِ معرفتیِ او را کامل می‌کند: «سایه و تمثال هرگز شخص نتواند شدن / نیست هستی جز گمان» — و گردبادْ صورتِ جنون‌زدهٔ همین غبار است: ستونِ گردی که یک دم قامت می‌افرازد و فرو می‌ریزد.

تمایز بیدل از سنت (گردِ راهِ سعدی، همای سایه‌افکنِ مدیحه) در این است که غبار و سایه نزد او صفتِ اشیا نیست، خودِ تعریفِ وجود است؛ از این رو این خوشه با عدم و فنا تقریبا هم‌مصداق می‌شود اما بارِ تصویری و تجربیِ آن‌ها را بر دوش دارد.

شواهد

32 بیت
  1. 1
    درآن مقام‌که عرض جلال معبود است / غبار نیستی ماست آنچه موجود است
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    وداست
    شناسه
    bayt 5,253 · ganjoor 41,098
  2. 2
    توفان غبار عدمیم آب بقا کو / دریا به میان محو شد از جوش کران‌ها
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    انها
    شناسه
    bayt 3,377 · ganjoor 40,936
  3. 3
    غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن / چه‌ لازم چون سحر منت‌ کشیدن از نفس‌ اینجا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ساینجا
    شناسه
    bayt 265 · ganjoor 40,655
  4. 4
    فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست / چه آسمان‌ چه‌ زمین‌ مغز این‌ دو پوست‌ هواست
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    است
    شناسه
    bayt 4,908 · ganjoor 41,070
  5. 5
    غبارِ عجز بود کسوت ظفر بیدل / شکستگی‌، ز رهی همچو موج در برِ ماست
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    است
    شناسه
    bayt 4,923 · ganjoor 41,070
  6. 6
    امید و یاس وجود و عدم غبار خیال است / از آنچه‌ نیست مخور غم از آنچه هست‌ برون آ
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
    قافیه
    َ َ ست
    شناسه
    bayt 2,933 · ganjoor 40,896
  7. 7
    غبار ما به صحرای عدم بال دگر می‌زد / فضولی در کجا انداخت یا رب از کجا ما را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    امارا
    شناسه
    bayt 492 · ganjoor 40,675
  8. 8
    غبار عدم باش و آسوده زی / به این جامه تکلیف احرام نیست
    وزن
    فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
    قافیه
    امنیست
    شناسه
    bayt 8,813 · ganjoor 41,862
  9. 9
    در غبار هستی اسرار فنا پوشیده‌اند / جامهٔ عریانی ما را ز ما پوشیده‌اند
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اپوشیدهاند
    شناسه
    bayt 15,404 · ganjoor 42,442
  10. 10
    به اولین جلوه‌ات ز دل‌ها رمید صبر و گداخت طاقت / کجاست آیینه تا بگیرد غبارِ حیرت درین تماشا
    وزن
    مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
    قافیه
    ا
    شناسه
    bayt 22 · ganjoor 40,634
  11. 11
    من نمی‌دانم خیالم یا غبار حیرتم / چون سراب از دور چیزی اعتبارم کرده‌اند
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ارمکردهاند
    شناسه
    bayt 15,250 · ganjoor 42,428
  12. 12
    جهان‌گرفت غبار جنون تلاشی ما / چوصبح تاخت‌به‌گردون جگرخراشی ما
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    اشیما
    شناسه
    bayt 2,860 · ganjoor 40,890
  13. 13
    فسون و افسانهٔ تو و من فشاند بر چشم و گوش دامن / غبار مجنون به دشت روشن چراغ موسی به طور پیدا
    وزن
    مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
    قافیه
    ورپیدا
    شناسه
    bayt 335 · ganjoor 40,661
  14. 14
    به سواد نسخهٔ نیستی نرسید مشق تأملت / قلمی به خاک سیاه زن بنویس خط غبار ما
    وزن
    متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
    قافیه
    ارما
    شناسه
    bayt 2,196 · ganjoor 40,829
  15. 15
    کس به ستر عیوب نفس چه چار‌ه کند / غبار نیستی آیینه‌ایم و رسوایی‌ست
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    اییست
    شناسه
    bayt 9,191 · ganjoor 41,895
  16. 16
    هرکه از خود می‌رود ماییم‌گرد رفتنش / چون نفس از وحشت دلها خبر داریم ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رداریمما
    شناسه
    bayt 2,517 · ganjoor 40,857
  17. 17
    رفته‌ایم از خود به دوش آرمیدن چون غبار / آه از آن روزی‌ که بیتابی طواف ما کند
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اکند
    شناسه
    bayt 16,100 · ganjoor 43,474
  18. 18
    غبار هر ذرّه می‌فروشد به حیرت آیینهٔ تپیدن / رم غزالان این بیابان پی نگاهِ که می‌خرامد
    وزن
    مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
    قافیه
    اهکهمیخرامد
    شناسه
    bayt 14,670 · ganjoor 42,378
  19. 19
    عالمی را صید الفت کرد رنگ عجز من / در شکست خویشتن مشت غبارم دام داشت
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    امداشت
    شناسه
    bayt 9,421 · ganjoor 41,914
  20. 20
    عدم سایه ز خورشید معین‌گردید / گرتوشوخی نکنی هستی ما مبهم‌نیست
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    منیست
    شناسه
    bayt 8,777 · ganjoor 41,859
  21. 21
    حجاب پرتو خورشید سایه می‌باشد / چه جلوه‌ها که نه در غفلت تو ناپیداست
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    است
    شناسه
    bayt 5,031 · ganjoor 41,079
  22. 22
    هستی ما را تفاوت از عدم جستن خطاست / سایه آخر تا چه مقدار از زمین برتر بود
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ربود
    شناسه
    bayt 16,976 · ganjoor 43,550
  23. 23
    سایه وتمثال هرگز شخص نتواند شدن / نیست هستی جز گمان‌،‌ گو پرده بردارد یقین
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ین
    شناسه
    bayt 29,327 · ganjoor 44,628
  24. 24
    ظلمت ما را فروغ نور وحدت جاذب است / سایه آخر می‌رود ازخود به طرف آفتاب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رفافتاب
    شناسه
    bayt 3,969 · ganjoor 40,988
  25. 25
    سایه بودیم این زمان خورشید گردونیم و بس / نیستی ما را چه مقدار از زمین برداشته‌ست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ینبرداشتهست
    شناسه
    bayt 7,918 · ganjoor 41,773
  26. 26
    خورشید ز ظلمت‌‌کدهٔ سایه برون است / تاکی ز حدوثْ آینه سازید قِدَم را
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    مرا
    شناسه
    bayt 1,173 · ganjoor 40,738
  27. 27
    چون شخص سایه بیدل صدر بساط عجزیم / تعظیم برنخیزد از روی مسند ما
    وزن
    مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
    قافیه
    دما
    شناسه
    bayt 2,074 · ganjoor 40,818
  28. 28
    تیره‌بختی نفسی از طلبم غافل نیست / سایه دایم ز پی شخص روان می‌باشد
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    انمیباشد
    شناسه
    bayt 13,955 · ganjoor 42,313
  29. 29
    چون سایه خضر مقصد ما شوق نیستی است / از پا فتاده‌ایم ولی وا نمانده‌ایم
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ماندهایم
    شناسه
    bayt 26,677 · ganjoor 44,402
  30. 30
    گردباد ایجادکرد آخر به صحرای جنون / بر هوا پیچیدن موی سر دیوانه‌ها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    انهها
    شناسه
    bayt 3,501 · ganjoor 40,947
  31. 31
    گردبادیم از عروج اعتبار ما مپرس / می‌شود برباد رفتن خیمهٔ ما را طناب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اب
    شناسه
    bayt 3,844 · ganjoor 40,978
  32. 32
    دیدهٔ ما را غبار دهر عبرت سرمه شد / مردمک اندوخت این آیینه از زنگارها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ارها
    شناسه
    bayt 3,204 · ganjoor 40,920

مفاهیمِ هم‌نشین

پیوند با قرآن

فرضیهٔ لنزی
Q.FANA · Q25:23 · Q56:6 · Q55:26

هباء منثور/منبث؛ غبارشدن اعمال و کوه‌ها — فرضیهٔ لنزی

Q.KHALQ · Q22:5 · Q3:59

خلق انسان از تراب؛ غبار به‌مثابه مادهٔ نخستین خاکی — فرضیهٔ لنزی

Q.AYAH · Q25:45 · Q16:48

مدّ الظل و سجود سایه‌ها؛ سایه به‌مثابه نشانهٔ وابستگی هستی — فرضیهٔ لنزی

Q.DUNYA · Q57:20

ناپایداری و بازی‌بودن حیات دنیا؛ هستیِ سایه‌وار — فرضیهٔ لنزی

هم‌خانوادهٔ این واژه