→ دیوانِ بیدل دهلوی

قناعت

147 بیت · 147 مصراع · 143 غزل

تعریف

qanaat

قناعت در این مدخل به‌صورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده می‌شود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با قناعت شناخته می‌شود و برای آن لایهٔ ضعیف مستقلی ثبت نشده است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: بسنده‌کردن به اندک؛ نمادِ بی‌نیازی و عزتِ درویشانه. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ هم‌جهت همراه باشد.

بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 147 مصراع، 147 بیت و 143 غزل است. پرتکرارترین نشانه‌های آن چنین‌اند: قناعت (147). این اعداد مفهوم را به‌عنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان می‌دهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهد‌محور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت می‌شود.

شواهد

30 بیت
  1. 1
    ز پیدایی، به نام محض چون عنقا، قناعت‌ کن / فراغ اینجا کسی دارد، کزو عنوان شود پیدا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    انشودپیدا
    شناسه
    bayt 315 · ganjoor 40,659
  2. 2
    اگر سنگ وقارت در نظرها شد سبک بیدل / فلاخن‌کرده باشی‌گردش رنگ قناعت را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ترا
    شناسه
    bayt 739 · ganjoor 40,699
  3. 3
    غافل از جمعیت‌کنج قناعت نیستم / کشتی درویشم این پایاب می‌باید مرا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ابمیبایدمرا
    شناسه
    bayt 1,308 · ganjoor 40,751
  4. 4
    قناعت پیشه‌ای هشدارکاین حرص غنادشمن / کمینگاه هوسها کرده وضع بی‌سؤالی را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    الیرا
    شناسه
    bayt 1,862 · ganjoor 40,799
  5. 5
    ز علم عزت و خواری، به مجهولی قناعت کن / تسلی برنمی‌آید، معمای سبب مگشا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    بمگشا
    شناسه
    bayt 2,001 · ganjoor 40,812
  6. 6
    گوهر ز قناعت‌گره طبع محیط است / ازکس دل پر نیست فلک را مگر از ما
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    رازما
    شناسه
    bayt 2,256 · ganjoor 40,834
  7. 7
    از قناعت بود ما را دستگاه همتی / چون هما در ظل بال خودکرم داریم ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    مداریمما
    شناسه
    bayt 2,522 · ganjoor 40,858
  8. 8
    جلوه در کار است و ما با خود قناعت کرده‌ایم / به که بر روی تو باشد چشم ما حیران ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    انما
    شناسه
    bayt 2,686 · ganjoor 40,872
  9. 9
    قناعت‌کوکه فرش دل کند آیینه‌کردارم / چو چشم‌حرص تاکی بایدم زد حلقه بر درها
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    رها
    شناسه
    bayt 3,161 · ganjoor 40,917
  10. 10
    اگر مهر قناعت بازگیرد پرتو احسان / چو شبنم آبروی مایه برمی‌دارد از درها
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    رها
    شناسه
    bayt 3,192 · ganjoor 40,919
  11. 11
    از حرص منفعل شد خوان‌گستر قناعت / برد از شکر حلاوت جوشیدن مگس‌ها
    وزن
    مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
    قافیه
    سها
    شناسه
    bayt 3,238 · ganjoor 40,923
  12. 12
    نفس گداخت خجالت به خاک خفت قناعت / ولی چه سود علاج غرض نمی‌شود این‌ها
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
    قافیه
    ینها
    شناسه
    bayt 3,486 · ganjoor 40,945
  13. 13
    تا قناعت رشته‌دارگوهر جمعیت است / خاک بر جا ماندهٔ من آبرو دارد خطاب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اب
    شناسه
    bayt 3,840 · ganjoor 40,978
  14. 14
    بیدل دیت آب رخ خود زکه خواهم / این خون قناعت طمع‌ کافر من ریخت
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    رمنریخت
    شناسه
    bayt 4,576 · ganjoor 41,042
  15. 15
    از دل به هر خیال قناعت نموده‌ایم / آیینه روی‌گر ننماید قفا بس است
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ابساست
    شناسه
    bayt 5,571 · ganjoor 41,125
  16. 16
    نیست‌ کلفت تن به تشریف قناعت داده را / غنچه را صد پیرهن بالیدن از یک فر گل است
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    لاست
    شناسه
    bayt 5,843 · ganjoor 41,151
  17. 17
    با غبار وهمی از هستی قناعت کرده‌ایم / خاک باد آورده ی ماگنج بادآورد ماست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ردماست
    شناسه
    bayt 6,045 · ganjoor 41,168
  18. 18
    به درد عشق قناعت ‌کن از تجمل امکان / دل‌شکسته در این انجمن شکست‌کلاه است
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
    قافیه
    اهاست
    شناسه
    bayt 6,361 · ganjoor 41,196
  19. 19
    زین چمن با درد پیمایی قناعت‌کرده‌ایم / جام‌گل تسلیم یاران ساغر ما لاله است
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    الهاست
    شناسه
    bayt 6,924 · ganjoor 41,245
  20. 20
    از من بیدل قناعت‌کن به فریاد حزین / همچو تار ساز نقد ناتوانان زاری است
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اریاست
    شناسه
    bayt 7,053 · ganjoor 41,256
  21. 21
    هرزه فکر حرص مضمونهای چندین آبله / تا به دامان قناعت پای ما نشکست بست
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
    قافیه
    ستبست
    شناسه
    bayt 7,141 · ganjoor 41,707
  22. 22
    باید از هستی به تمثالی قناعت‌کردنت / میهمان خانهٔ آیینه بیرون درست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    رست
    شناسه
    bayt 7,321 · ganjoor 41,722
  23. 23
    قناعت‌کن ز نقش این نگینها / به آن نامی‌که بر لوح مزارست
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
    قافیه
    ارست
    شناسه
    bayt 7,353 · ganjoor 41,724
  24. 24
    تا حرص آب و دانه به دامت نیفکند / عنقا صفت به قاف قناعت خزیدنست
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    یدنست
    شناسه
    bayt 7,662 · ganjoor 41,751
  25. 25
    با قناعت ساز اگر حسرت‌پرست راحتی / بالش آرام گوهر قطره‌واری آبروست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    وست
    شناسه
    bayt 7,676 · ganjoor 41,752
  26. 26
    بیدل مگذر از سر زانوی قناعت / این حلقه به هرجا زده باشی به در اوست
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    راوست
    شناسه
    bayt 7,716 · ganjoor 41,755
  27. 27
    قناعت به گوشت نگفت ای صدف / که در جیب لب بستنت دانه‌ایست
    وزن
    فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
    قافیه
    انهایست
    شناسه
    bayt 8,073 · ganjoor 41,799
  28. 28
    شعله‌کاران را به خاکستر قناعت‌کردن است / هرکجاعشق است‌دهقان سوختن هم‌حاصلی‌ست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    لیست
    شناسه
    bayt 8,347 · ganjoor 41,823
  29. 29
    به‌که ؛ لب نگذرد زمزمهٔ احتیاج / خون قناعت مریز ناله رگ ممتلی‌ست
    وزن
    مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
    قافیه
    لیست
    شناسه
    bayt 8,358 · ganjoor 41,824
  30. 30
    هشدار که در سایه‌ دیوار قناعت / خوابی‌ست‌ که در خواب پر و بال هما نیست
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    انیست
    شناسه
    bayt 8,455 · ganjoor 41,832

مفاهیمِ هم‌نشین

هم‌خانوادهٔ این واژه

شرحِ مفهوم

متنِ ماشینی — بازبینی‌نشده

قناعت در جهان شعری بیدل حالتِ بسنده‌گرفتن و کوتاه‌کردنِ حرص است، اما نه آرامشِ بی‌تنش؛ گاه خودِ پاسِ وضعِ قناعت وبال می‌شود و وارستگی را هم از غمِ دنیا کاملاً آزاد نمی‌کند. می‌توان دید که قناعت اینجا هم دستگاهِ خوانِ توقیر است و هم دریایِ سیرچشمی که گوهرش را حتی در قطره بودن نگاه می‌دارد.

دامنهٔ معنایی این مفهوم با چرخهٔ آدم و گندم و نان، فطرت و طبع، همت، نگین، خلق، و هوس و آرزو هم‌مرز است. قناعت در برابرِ هوس و حرصِ نان می‌ایستد؛ با نان و روغن و خمیر، اقتصادِ معیشت و آبرو را لمس می‌کند؛ با همت و فطرت، ترازِ درونیِ بسندگی را می‌سازد؛ و با خیال، مرزِ قناعت از هر نقش و روی را نشان می‌دهد. همسایگی با نگین و خلق، وجهِ کرامت و خویشتن‌داری را نیز زنده نگه می‌دارد.

در سنت اخلاقی و عرفانی، قناعت فضیلتِ رضا و ترکِ حرص است. نزد بیدل این فضیلت حفظ می‌شود، اما با پیچش‌های ویژه: قناعت ممکن است وبالِ وضع باشد؛ از صد مستی به یادِ مژگانی قناعت کردن، جایگزینیِ ذوقِ کوچک به جایِ بزمِ بزرگ است؛ و خاک‌کردنِ حرص در انبان، حفظِ آبرو در برابرِ صرف‌شدن برای خمیرِ نان. در این خوانش، قناعت هم رهایی است و هم تمرینِ دشوارِ نگاه.

نمونه در «عمری‌ست پاس وضع قناعت وبال ماست / وارستگی هم از غم دنیا نرسته بود» دو سویهٔ سنگینِ این وضع را نشان می‌دهد. نیز «از قناعت خاک باید کرد در انبان حرص / آبرو تا کی شود صرف خمیر نان حرص» قناعت را علاجِ حرص و پاسِ آبرو می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد که قناعت نزد بیدل بسندگیِ پرتنش است: رهایی از حرص، بی‌آنکه همیشه سبک و بی‌وبال باشد.