→ دیوانِ بیدل دهلوی

باد

299 بیت · 299 مصراع · 271 غزل

تعریف

bad

باد در این مدخل به‌صورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده می‌شود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با باد شناخته می‌شود و برای آن لایهٔ ضعیف مستقلی ثبت نشده است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: وزشِ هوا؛ نمادِ ناپایداری، غرور و تهیّتِ هستی. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ هم‌جهت همراه باشد.

بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 299 مصراع، 299 بیت و 271 غزل است. پرتکرارترین نشانه‌های آن چنین‌اند: باد (299). این اعداد مفهوم را به‌عنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان می‌دهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهد‌محور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت می‌شود.

شواهد

30 بیت
  1. 1
    غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن / چه‌ لازم چون سحر منت‌ کشیدن از نفس‌ اینجا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ساینجا
    شناسه
    bayt 265 · ganjoor 40,655
  2. 2
    نداشتیم به وهم آنقدر دماغ تپیدن / به باد داد نفس خاک آرمیدهٔ ما را
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
    قافیه
    یدهٔمارا
    شناسه
    bayt 588 · ganjoor 40,687
  3. 3
    من آن عاجز سجودم کز پی طرف جبین من / به دوش باد می‌آرند خاک آستان‌ها را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    انهارا
    شناسه
    bayt 629 · ganjoor 40,690
  4. 4
    اجزای ما چو صبح نفس‌پرور است و بس / شیرازه کرده‌اند به باد این کتاب را
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ابرا
    شناسه
    bayt 661 · ganjoor 40,693
  5. 5
    چون سلیمان هم‌گره بر باد نتوانست زد / ای حباب این سرکشی بر عمر مستعجل چرا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    لچرا
    شناسه
    bayt 763 · ganjoor 40,702
  6. 6
    برنمی‌دارد عمارت خاک صحرای جنون / خواهی آبادم کنی بر باد ده تعمیر را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    یررا
    شناسه
    bayt 947 · ganjoor 40,718
  7. 7
    رفع هوس زندگی‌ام باد فناکرد / اندیشهٔ خاک آب زد این آتش خس را
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    سرا
    شناسه
    bayt 980 · ganjoor 40,721
  8. 8
    در حباب و موج این دریا تفاوت بیش نیست / اندکی باد است در سر صاحب اورنگ را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    نگرا
    شناسه
    bayt 1,082 · ganjoor 40,731
  9. 9
    عروج چرخ را عنوان عزت خواندهٔ لیکن / چنین بر باد نتوان داد الا فرد باطل را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    لرا
    شناسه
    bayt 1,147 · ganjoor 40,736
  10. 10
    خاک هستی یک قلم در دامن باد فناست / من ز روی خانه می‌یابم هوای بام را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    امرا
    شناسه
    bayt 1,244 · ganjoor 40,744
  11. 11
    می‌رسد ناز غبارم بر دماغ بوی‌گل / گر همه عشقت به باد ارزنده می‌گیرد مرا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ندهمیگیردمرا
    شناسه
    bayt 1,285 · ganjoor 40,748
  12. 12
    گردون‌که داغش باد مه‌، تا نشکند صبحم‌کله / در پردهٔ روز سیه می‌پرورد شام مرا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اممرا
    شناسه
    bayt 1,368 · ganjoor 40,756
  13. 13
    می‌رود از موج بر باد فنا نقش حباب / تیغ خونخوارست بیدل چین پیشانی مرا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    انیمرا
    شناسه
    bayt 1,468 · ganjoor 40,764
  14. 14
    کردم رقم به‌کلک نفس مد ناله را / دادم به باد شعلهٔ شوقت رساله را
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    الهرا
    شناسه
    bayt 1,795 · ganjoor 40,794
  15. 15
    حباب باد پیمای تو وهمی در قفس دارد / توشمع هستی اندیشیده‌ای‌فانوس خالی را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    الیرا
    شناسه
    bayt 1,863 · ganjoor 40,799
  16. 16
    عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی را / ناخدا باد بود کشتیِ توفانی را
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    انیرا
    شناسه
    bayt 1,899 · ganjoor 40,803
  17. 17
    ز فیض صدق اگر دارد کلامت بوی آگاهی / به باد یک نفس چشم جهانی چون سحر بگشا
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ربگشا
    شناسه
    bayt 1,979 · ganjoor 40,810
  18. 18
    گر دهد صدبار گردون خاک عالم را به باد / بشکند آشفتگی رنگی به روی گرد ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ردما
    شناسه
    bayt 2,092 · ganjoor 40,820
  19. 19
    از طراوتگاه عشرت نوبهار باغ ناز / باد چشم ما سفال جوش ریحان شما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    انشما
    شناسه
    bayt 2,319 · ganjoor 40,840
  20. 20
    کهسار را ز نالهٔ ما باد می‌برد / کس را به درد عشق مباد اشتراک ما
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    اکما
    شناسه
    bayt 2,350 · ganjoor 40,843
  21. 21
    در شعله‌زار داغ هوا نیز آتش است / ای باد صبح نگذری از بوستان ما
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    انما
    شناسه
    bayt 2,649 · ganjoor 40,869
  22. 22
    به باد سعی جنون رفت رنگ جوهرتسکین / چنین‌که تاخت‌که نعل فرس شد آینهٔ ما؟
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    سشداینهٔما
    شناسه
    bayt 2,816 · ganjoor 40,885
  23. 23
    شمع دماغ تک زدن داد به باد سوختن / برتن ما سری نبود آبله داشت پای ما
    وزن
    مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
    قافیه
    ایما
    شناسه
    bayt 2,838 · ganjoor 40,887
  24. 24
    تانفس هست‌به‌دل زمزمهٔ شوق رساست / گم نسازد اثر باد‌ه‌، خروش مینا
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    وشمینا
    شناسه
    bayt 2,980 · ganjoor 40,901
  25. 25
    مدعا بر باد رفت از آمد و رفت نفَس / نغمه گم شد در غبار وحشت مضراب‌ها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ابها
    شناسه
    bayt 3,131 · ganjoor 40,914
  26. 26
    در بیابانی که ما فکر اقامت کرده‌ایم / می‌رود بر باد مانند صدا کُهسارها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ارها
    شناسه
    bayt 3,219 · ganjoor 40,921
  27. 27
    خفت‌کش خیالی باد سرت حبابی‌ست / تا کی حریف بودن با این‌ کدو به دریا
    وزن
    مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
    قافیه
    وبهدریا
    شناسه
    bayt 3,668 · ganjoor 40,963
  28. 28
    سعی روزی با بلای بی‌امان جوشیدن است / بیشتر درگردش از باد تفنگ است آسیا
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    نگاستاسیا
    شناسه
    bayt 3,695 · ganjoor 40,966
  29. 29
    زگریه خاک جهان بی‌تو داده‌ایم به باد / هنوز چون مژه‌ها می‌زنیم چنگ درآب
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    نگدراب
    شناسه
    bayt 4,085 · ganjoor 40,998
  30. 30
    عمر از تلاش باد به‌کف چون نفس گذشت / چیزی نیافت کس که بیرزد به این طلب
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ینطلب
    شناسه
    bayt 4,326 · ganjoor 41,020

مفاهیمِ هم‌نشین

هم‌خانوادهٔ این واژه

شرحِ مفهوم

متنِ ماشینی — بازبینی‌نشده

باد در دیوان بیدل نیرویی ناپایدار است که خاک را برمی‌دارد، گرد را می‌فشاند، دانه را می‌پراکند، و در عین حال محملِ افشای راز و نموِ بی‌پا و سر می‌شود. باد هم ویرانگرِ اقامت است و هم هم‌دستِ گردباد و خاکساری؛ از این رو میانِ فنا، انتشار، و بلندشدنِ ظاهری نوسان می‌کند. آنچه به باد می‌رود گاه جسم و جاه است، و آنچه نمی‌رود—چون شوق بر جبین—نشانِ پایداریِ حسرت و سجده است.

پیوند باد با «ناله / آه / آواز»، «آتش / شمع»، «نفس / دم»، «عشق / محبت»، «غبار / سایه» و «دل / قلب» شبکه‌ای از حرکتِ لطیف و سوختن می‌سازد. گرد باد از دشت نخلِ بی‌ثمر می‌رویاند؛ خاکسار چون نهالِ گردباد با قدکشیدن بلند می‌شود؛ و افشای راز با «گردی به باد دادن» یکی می‌گردد. باد در این افق نه عنصرِ صرفِ طبیعت، بلکه استعارهٔ پراکندگیِ وجود و آزمونِ آنچه پس از پراکندگی می‌ماند است.

سنت غزل غالباً باد را قاصدِ زلف و پیام‌رسانِ یار یا ویرانگرِ گل می‌شناسد. نزد بیدل تأکید از پیام‌رسانیِ رمانتیک به متافیزیکِ بی‌ثباتی و انتخابِ فنا منتقل می‌شود: «دانه خود را می‌دهد بر باد و خرمن می‌شود» خروج از خود را شرطِ حاصل می‌سازد؛ و «خواهد به باد رفتن گردی که می‌فشانی» اقامت را در برابرِ علامتِ نیستی سست می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد که باد در کاربرد بیدل بیش از آنکه تصویرِ فصل باشد، سنجشِ سبک‌باری و پذیرشِ پراکندگی است—گاهی مذموم چون نموِ بی‌ریشه، گاهی ضروری چون راهی به جهانِ دیگر.

می‌توان دید در «خاکم به باد رفت و نرفت از جبین شوق» دو سطح از رفتن و نرفتن هم‌زمان‌اند؛ و در «گردی به باد دادم افشای راز کردم» باد با افشا و جنونِ صبح پیوند می‌خورد تا پراکندگی خودِ زبانِ راز شود.