→ دیوانِ بیدل دهلوی

طاووس

169 بیت · 169 مصراع · 165 غزل

تعریف

tavus

طاووس در این مدخل به‌صورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده می‌شود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با طاووس شناخته می‌شود و برای آن لایهٔ ضعیف مستقلی ثبت نشده است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: پرندهٔ خوش‌رنگ؛ نمادِ جلوهٔ حُسن و خودبینیِ زیبایی. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ هم‌جهت همراه باشد.

بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 169 مصراع، 169 بیت و 165 غزل است. پرتکرارترین نشانه‌های آن چنین‌اند: طاووس (169). این اعداد مفهوم را به‌عنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان می‌دهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهد‌محور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت می‌شود.

شواهد

30 بیت
  1. 1
    جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ / طاووس سوده است به منقار زاغ پا
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    اغپا
    شناسه
    bayt 89 · ganjoor 40,640
  2. 2
    اگر به صد رنگ پر فشانم‌، ز دام جستن نمی‌توانم / که کرد پرواز بی‌نشانم، چو بال طاووس هاله پیدا
    وزن
    مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
    قافیه
    الهپیدا
    شناسه
    bayt 352 · ganjoor 40,662
  3. 3
    طاووس ما اگر نه پرافشان ناز اوست / رنگ پریدة‌که چمن‌کرد بال را
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    الرا
    شناسه
    bayt 1,157 · ganjoor 40,737
  4. 4
    ضبط آداب وفاگریک تپش رخصت دهد / چون پر طاووس در پروازگیرم دام را
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    امرا
    شناسه
    bayt 1,235 · ganjoor 40,744
  5. 5
    هزاررنگ ز بخت سیاه من‌گل‌کرد / زمانه شوخی طاووس داد زاغ مرا
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    اغمرا
    شناسه
    bayt 1,335 · ganjoor 40,753
  6. 6
    چمن‌پرداز دیدرم ز حیرت چشم آن دارم / که چون طاووس در آیینه‌گیرم پرفشانی را
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    انیرا
    شناسه
    bayt 1,919 · ganjoor 40,804
  7. 7
    رنگ‌ها گل کرده‌ایم اما در آغوش عدم / بیضهٔ طاووس زیر بال عنقاییم ما
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    اییمما
    شناسه
    bayt 2,605 · ganjoor 40,866
  8. 8
    جهان‌گرفت به رنگینی پر طاووس / غبار من‌که ندانم‌که داد سر به هوا
    وزن
    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    ربههوا
    شناسه
    bayt 3,057 · ganjoor 40,908
  9. 9
    تیغت چه فسون داشت که چون بیضهٔ طاووس / گل می‌کند از خاک شهید تو شفق‌ها
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    قها
    شناسه
    bayt 3,258 · ganjoor 40,925
  10. 10
    چرب و نرمی هرچه باشد مغتنم باید شمرد / آب و روغن چون پر طاووس دارد رنگ‌ها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    نگها
    شناسه
    bayt 3,266 · ganjoor 40,926
  11. 11
    خلق را ذوق تعلق توأم طاووس کرد / رنگ هم افتاد پروازش به قید بال‌ها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    الها
    شناسه
    bayt 3,303 · ganjoor 40,929
  12. 12
    نشئهٔ عیشی که دارد این چمن خمیازه است / بر پر طاووس می‌بندم برات جام‌ها
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    امها
    شناسه
    bayt 3,326 · ganjoor 40,931
  13. 13
    به فکر تازه‌گویان گر خیالم پرتو اندازد / پر طاووس گردد جدول اوراق دیوان‌ها
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    انها
    شناسه
    bayt 3,408 · ganjoor 40,939
  14. 14
    در خرقهٔ نیاز گدایان درگهت / نازد به شوخی پر طاووس پینه‌ها
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    ینهها
    شناسه
    bayt 3,524 · ganjoor 40,949
  15. 15
    بوالهوس در مجلس می می‌شود طاووس مست / رنگهای مختلف می‌جوشد ز روغن در آب
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ندراب
    شناسه
    bayt 4,101 · ganjoor 40,999
  16. 16
    پر طاووس تا کی بالش راحت به‌گل‌ گیرد / خیال افسانهٔ خوابت نمی‌آید به‌کار امشب
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ارامشب
    شناسه
    bayt 4,238 · ganjoor 41,012
  17. 17
    خلوت رازم بهشت غیرت طاووس‌ گشت / رنگها چون حلقه بیرون درم‌ گل‌کرد و ریخت
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    گلکردوریخت
    شناسه
    bayt 4,602 · ganjoor 41,045
  18. 18
    هزار آینه طاووس می‌پرم به خیالت / بهشت‌کرد جهان را چمن تراشی حیرت
    وزن
    مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    اشیحیرت
    شناسه
    bayt 4,710 · ganjoor 41,054
  19. 19
    بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است / چون پر طاووس یک‌عالم نگین‌بی‌خاتم است
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    ماست
    شناسه
    bayt 5,929 · ganjoor 41,159
  20. 20
    سیر بال و پر طاووس مکرر گردید / صفحه آتش‌زده‌ام‌، فصل تماشای من است
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    ایمناست
    شناسه
    bayt 6,288 · ganjoor 41,190
  21. 21
    دل نشد برگ طرب ورنه سرخلدکه داشت / بی‌دماغی پر طاووس به سرها زده‌است
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    ازدهاست
    شناسه
    bayt 6,708 · ganjoor 41,226
  22. 22
    آزادم از توهّم نیرنگ روزگار / طاووس این چمن ز خیالم پریده است
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    یدهاست
    شناسه
    bayt 6,801 · ganjoor 41,234
  23. 23
    گرتأمل قفس بیضهٔ طاووس شود / در شبستان عدم نیز چراغانی هست
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    انیهست
    شناسه
    bayt 8,017 · ganjoor 41,781
  24. 24
    حیرت دمیده‌ام گل داغم بهانه‌ای‌ست / طاووسِ جلوه‌زارِ تو، آیینه خانه‌ای‌ست
    وزن
    مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
    قافیه
    انهایست
    شناسه
    bayt 8,058 · ganjoor 41,798
  25. 25
    در محبت یکسر مویم تهی از داغ نیست / چون پر طاووس طومار جنونم محضریست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    ریست
    شناسه
    bayt 8,140 · ganjoor 41,805
  26. 26
    زین عبارات جنون تحقیق بی‌ناموس نیست / شیشه ‌گو صد رنگ‌ توفان‌ کن پری طاووس نیست
    وزن
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
    قافیه
    وسنیست
    شناسه
    bayt 8,660 · ganjoor 41,849
  27. 27
    شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشت / یک جهان چشم به هم برزدن مژگان داشت
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    انداشت
    شناسه
    bayt 9,447 · ganjoor 41,917
  28. 28
    تحیر بر سراپای تو واکرده‌ست آغوشی / که چون طاووس نتوان دید بیرون گلستانت
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    انت
    شناسه
    bayt 10,013 · ganjoor 41,965
  29. 29
    تحیر صید مژگان هم بهشتی در نظر دارد / به زیر بال طاووس است دل در چنگ شاهینت
    وزن
    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
    قافیه
    ینت
    شناسه
    bayt 10,044 · ganjoor 41,968
  30. 30
    سیر بال و پر اوهام بهشت است اینجا / همه طاووس خیالیم ز نیرنگ حدوث
    وزن
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
    قافیه
    نگحدوث
    شناسه
    bayt 10,136 · ganjoor 41,977

مفاهیمِ هم‌نشین

هم‌خانوادهٔ این واژه

شرحِ مفهوم

متنِ ماشینی — بازبینی‌نشده

طاووس در جهان شعری بیدل، نمادِ جلوه و رنگ و اعتبارِ دیداری است؛ پرنده‌ای که زیبایی‌اش هم فریبِ چشم است و هم تذکارِ ناپایداریِ نمایش. این مفهوم بیش از آنکه صرفاً پرنده‌ای زینتی باشد، استعاره‌ای از خودنماییِ وجود در میدانِ رنگ و پرواز است: آنچه می‌بالد و می‌درخشد، در نهایت با قفس، فنا، و بی‌رنگی نسبت می‌یابد.

دامنهٔ معنایی طاووس با پر و بال و پرواز، قفس و بند، شوخی، آیینه، گل و بهار، و رنگ و بی‌رنگی در هم تنیده است. طاووس بدون پر، بی‌معناست؛ اما پرِ او همان چیزی است که گاه دامنِ بهار را بر کمر می‌بندد و گاه تنها «رنگِ پرواز» اعتبارهای جهان را می‌سازد. قفس، سویهٔ دیگرِ همین جلوه است: حتی فردوس اگر در قفس باشد، گشودنِ پرِ طاووس را محدود می‌کند. آیینه و رنگ نیز طاووس را به صحنهٔ تماشا می‌کشانند؛ شوخیِ جلوه، زیبایی را هم اعتبار می‌بخشد و هم بی‌اعتبار می‌سازد. در این خوانش، طاووس نقطهٔ تلاقیِ نمایش و محدودیت، و بهارِ رنگین با خطرِ بند است.

کاربردِ طاووس نزد بیدل با تصویرِ رایجِ سنت که اغلب بر زیباییِ صرف یا غرورِ دیداری تکیه دارد، تفاوت می‌گیرد. در اینجا طاووس گاه از بیضه و شهادت و شفق می‌روید، گاه در برابرِ هوای معشوق بی‌اعتبار می‌شود، و گاه خودِ شاعر به طاووسِ پر‌افشانِ چمنزارِ فنا بدل می‌گردد. یعنی زیبایی نه مقصد، بلکه عبورگاه است؛ پرواز نه رهاییِ کامل، بلکه رنگی از اعتبارهای جهان. می‌توان دید که طاووس در این شعر، زبانِ سنجشِ جلوه است: آنچه می‌درخشد، باید با فنا و قفس و بی‌رنگی خوانده شود.

در نمونه‌ها، این دو سویه روشن است: «اعتبارات جهان رنگ پرواز است و بس» و توصیه می‌شود «در پر طاووس کن سیر چراغان نگین»؛ اعتبار، رنگِ پرواز است نه ذاتِ ثابت. نیز «چون کاغذ آتش زده مهمان بقاییم / طاووس پر افشان چمنزار فناییم» پیوندِ جلوه با فنا را صریح می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد طاووس در دیوان، استعاره‌ای از زیباییِ ناپایدار و نمایشی است که همواره با پرواز، قفس و رنگ در گفت‌وگوست.