دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1265
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
از گاو فلک صبح مگر شیر بدوشد
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندبم و زیر ← نتهای بم و زیر موسیقیخروشد ← فریاد و نغمه برآوردشیر بدوشد ← شیر بدوشد؛ کاری محالگاو فلک ← برج ثور؛ گاو آسمان
آربشکر و فر دونان همه پوچست
زان پوست مجو مغز که از آبله جوشد
آبله ← تاول و دانه پوستیآربشکر ← آرایشگر؛ پیرایهگرفر دونان ← شکوه فرومایگانپوچست ← پوچ و بیمعناست
تحقیق ز تمثال چهگل دسته نماید
حیف است کسی در طلب آینه کوشد
جز جبههٔ ما کز تری آرد عرقی چند
کس آب ز سرچشمهٔ خورشید ننوشد
تری ← رطوبت و خیسیجبههٔ ما ← پیشانی ماسرچشمهٔ خورشید ← چشمه نور خورشید؛ استعاره محالعرقی چند ← چند قطره عرق
در کیسهٔ ما مایه خیال است درم نیست
دریا گهر راز به ماهی چه فروشد
یک گوش تهی نیست ز افسون تغافل
حرفی که توان گفت مگر پنبه نیوشد
افسون تغافل ← جادوی بیتوجهی و نادیدهگیریپنبه نیوشد ← پنبه در گوش کند؛ کر شود
بیدل به حیا چاره افلاس توان کرد
عریانی اگر جامه ندارد مژه پوشد
مفاهیمِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- نیست
- نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- آینه
- سطح بازتابنده؛ در شعر نماد خودشناسی، صفا و جلوه است.
- گل
- شکوفهٔ خوشبو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
- آب
- مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
- خیال
- صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
- صبح
- آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
- ساز
- آلتِ نوازندگی؛ نمادِ همآهنگی و نوای درون.
- مژه
- موی پلکِ چشم؛ تیرِ نگاه و ابزارِ گریه و خونِ دل.
- آبله
- تاولِ پا یا دانهٔ پوست؛ نشانهٔ رنجِ راه و سلوک.
- حیا
- شرم و آزرم؛ پردهٔ ادب و حجابِ جمالِ معشوق.
- طلب
- جُستن و خواستن؛ کششِ سالک در پیِ حق و معشوق.
- تحقیق
- جستوجوی حقیقت؛ شناختِ ژرف و یقینیِ معنا در برابرِ تقلید.
- فلک
- آسمان و گردونِ روزگار؛ نمادِ سرنوشت و جفای چرخ.
- دریا
- پهنه بزرگ آب؛ کنایه از گستردگی، بیکرانی یا اصل وحدت.
- خورشید
- آفتاب؛ نماد جلوه حقیقت که گرد و ذره در پرتو آن محو است.
- تغافل
- خود را به بیخبری زدن؛ نازِ معشوق در نادیدهگرفتنِ عاشق.
- گهر
- گوهر و مروارید؛ نماد حقیقت تابناکِ نهفته در دلِ دریا.
غزلهای مرتبط