دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1048
اینقدر ریش چه معنی دارد
اینقدر ریش چه معنی دارد
غیر تشویش چه معنی دارد
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندتشویش ← آشفتگی؛ پریشانیریش ← ریش؛ نماد زهدنمائی
آدمی، خرس؟ چهظلم است آخر!
مرد حق، میش؟ چه معنی دارد
خرس ← خرس؛ نماد درشتی و بیادبیمرد حق ← مرد خدا؛ اهل حقیقتمیش ← گوسفند؛ نماد ضعف و تسلیم
حذر از زاهد مسواک به سر
عقرب و نیش چه معنی دارد
زاهد مسواک به سر ← زاهد ریاکار با مسواک بر سرعقرب و نیش ← عقرب و نیشش؛ خطر پنهان ریا
دعوی پوچ به این سامان ریش
نرود پیش چه معنی دارد
دعوی پوچ ← ادعای بیاساسسامان ریش ← ترتیب ریش؛ ظاهر زهدنرود پیش ← پیش نرود؛ به جایی نرسد
یک نخود کله و ده من دستار
این کم و بیش چه معنی دارد
ده من دستار ← عمامهٔ بسیار بزرگنخود کله ← کله بهقدر نخود؛ عقل اندککم و بیش ← تناقض اندازه؛ ناسازگاری ظاهر
شیخ بر عرش نپرد چه کند
غیر پر ریش چه معنی دارد
عرش ← عرش الهی؛ اوج آسمانپر ریش ← پرواز با ریش؛ ادعای پوچ
بیدل اینجا همه ریش است و فشاست
ملت و کیش چه معنی دارد
فشاست ← پوچ و یاوه استملت و کیش ← آیین و مذهب؛ فرقهبازی
مفاهیمِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 9 واژه
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- سر
- بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
- پر
- شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبکباریِ روح.
- معنی
- مقصود درونی یا حقیقت پنهان پشت لفظ و صورت.
- سامان
- سروسامان و نظم؛ آسایش و قرارِ کار، که عاشق فاقدِ آن است.
- مرد
- انسانِ مردانه؛ نمادِ کاملِ همت و جوانمردیِ راه.
- تشویش
- پریشانی و اضطراب؛ نمادِ آشفتگیِ دل در بندِ تعلق.
- زاهد
- پارسای ظاهرپرست؛ نزدِ بیدل نمادِ خشکیِ بیعشق و ریا.
- دعوی
- ادعا و لاف؛ نمادِ خودبینیِ مقابلِ خاموشیِ اهلِ معنا.
غزلهای مرتبط