دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2445
جایی که بود پیش بری پیش نبردن
جایی که بود پیش بری پیش نبردن
مفت تو اگر پیش بری بیش نبردن
تا چند توان زیست به افسون رعونت
مکروهتر از سجده به هر کیش نبردن
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندافسون رعونت ← جادوی تکبر و خودبینیمکروهتر ← ناپسندترکیش ← آیین و مذهب
ای شیخ تو درکشمکشی ورنه بهشتی است
از شانه قیامت به سر ریش نبردن
درکشمکشی ← در کشمکش و جدالیریش نبردن ← ریش را شانه نکردن؛ بیتکلفیشانه قیامت ← شانهی رستاخیز؛ شانهٔ ریششیخ ← پیرِ ظاهرپرست
انبوهی مو نسبت تنزیه ندارد
حکمست به فردوس بز و میش نبردن
انبوهی مو ← فراوانیِ مو؛ تعلقِ ظاهریبز و میش ← حیواناتِ قربانی/تعلقتنزیه ← پاکشمردنِ حق از نقصفردوس ← بهشت
برگشتن مژگان بتان قاصد نازیست
ظلم است نویدی به دل ریش نبردن
برگشتن مژگان ← حرکتِ مژگان؛ نگاهِ نازدل ریش ← دلِ زخمینویدی ← مژدهای
دردا که دل اگه نشد از لذت دردی
خون میخورم از آبله بر نیش نبردن
آبله بر نیش ← تاول بر نوکِ نیش؛ دردِ افزودهاگه ← آگاهخون میخورم ← سخت رنج میبرم
ساقی خط ییمانه نیام حوصله تا چند
حیف است به موج میام از خویش نبردن
از خویش نبردن ← از خود بیخود نشدنحوصله ← ظرفیت و شکیباییخط ییمانه ← خطِ پیرامونِ پیمانه
جز در سخن بیغرضی راست نیاید
بر خلق ستم نامهٔ تشویش نبردن
بیغرضی ← بیسودی و خلوصتشویش ← آشفتگی و نگرانی
بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان
سبز است ز آب رخ درویش نبردن
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- دل
- جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- سر
- بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
- آب
- مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
- موج
- برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
- خون
- مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
- مژگان
- موهای پلک؛ نمادِ تیرِ نگاه و گریهٔ عاشق.
- خط
- موی نورُستهٔ گونه؛ نمادِ زیباییِ نوخیزِ معشوق.
- دم
- نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
- آبله
- تاولِ پا یا دانهٔ پوست؛ نشانهٔ رنجِ راه و سلوک.
- خلق
- مردمان یا خوی و سرشت؛ جهانِ کثرت در برابرِ تنهایی.
- قیامت
- رستاخیز؛ نمادِ آشوبِ بزرگ و شورِ بیاندازه.
- اقبال
- بخت و رویآوریِ دولت؛ نمادِ کامیابی و سعادتِ روزگار.
- افسون
- وردِ جادو؛ نمادِ فریب، سحرِ سخن و دلربایی.
- سجده
- پیشانی بر خاک نهادن؛ نمادِ نهایتِ خضوع و نیایش.
- سخن
- گفتار و کلام؛ نمادِ معنیِ نازک و گوهرِ بیان.
- مفت
- رایگان و بیبها؛ نمادِ بخششِ بیمنت و غنیمتِ آسان.
- نامه
- نوشته و مکتوب؛ کارنامهٔ اعمال و پیامِ راز.
غزلهای مرتبط