› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1602

رسید عید و طربها دلیل دل گردید

وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه لگردیددشواری دشوارتر

رسید عید و طربها دلیل دل گردید

امید خلق به صد رنگ مشتعل گردید

واژه‌نامه · فقط صورت‌های نادر؛ واژه‌های بی‌شرح رایج‌انددلیل دل ← راهنما و برانگیزانندهٔ دلطربها ← شادمانی‌ها و سرورهامشتعل ← شعله‌ور و برافروخته

زدند ساده‌دلان تیغ بر فسان هوس

که خون وعدهٔ قربانیان بحل گردید

بحل گردید ← حلال شد؛ بخشیده شدفسان هوس ← سنگ‌ساب هوس؛ تیزکنندهٔ آرزووعدهٔ قربانیان ← عهد فداشدگان عشق

من و شهید محبت دلی که جز به رخت

به هر طرف نظر انداختم خجل گردید

خجل گردید ← شرمنده شدرخت ← چهره و روی توشهید محبت ← کشتهٔ راه عشق

چسان به کعبه توانم کشید محمل جهد

که راهم از عرق انفعال گل گردید

ز سیر کسوت تسلیم چشم قربانی

هوس ز جامهٔ احرام منفعل گردید

به فکر خام جدایی دلیل فطرت‌کیست

کنون که دیده به دیدار متصل گردید

فکر خام ← گمان ناپختهمتصل گردید ← پیوسته و یکی شد

چو بیدل از هوس سیر کعبه مستغنی‌ست

کسی که گرد تو یعنی به دور دل‌گردید

دل‌گردید ← طواف‌کنندهٔ دل شدسیر کعبه ← زیارت و گردش خانهٔ خدامستغنی‌ست ← بی‌نیاز استگرد تو ← پیرامون تو گشتن
مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
هوس
آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
گرد
غبار و خاک؛ نشانه محوی، ناپایداری و حجاب دیدن.
دیده
چشمِ بیننده؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و دیدارِ یار.
عرق
تراوشِ پوست؛ نمادِ شرم، خجلت و لطافتِ رخسار.
نظر
نگاه و دیدن؛ توجهِ معشوق یا بصیرتِ باطن.
تیغ
شمشیر و لبهٔ تیز؛ نمادِ قهرِ معشوق و جراحتِ عشق.
سیر
گشت و سفر؛ سلوک و سیرِ معنویِ جان در راهِ حق.
امید
چشم‌داشتِ خیر؛ نورِ دل در برابرِ نومیدی و رجای وصل.
خلق
مردمان یا خوی و سرشت؛ جهانِ کثرت در برابرِ تنهایی.
فکر
اندیشه؛ تأمل و سیرِ ذهن، گاه دامِ راهِ دل.
تسلیم
سرسپردگی و رضا؛ نمادِ فنا و واگذاریِ خویش به حق.
محبت
دوستی و مهر؛ بنیادِ عشق و کششِ جان به سویِ معشوق.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗