› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 610

چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه اکمنالهاستردیف ناله استدشواری دشوار

چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است

برق جولانی که خواهد سوخت پاکم ناله است

واژه‌نامه · فقط صورت‌های نادر؛ واژه‌های بی‌شرح رایج‌اندبرق جولانی ← برق جهندهسپند ← اسپند بر آتشناله ← فریاد درد

صد گریبان نسخهٔ رسوایی‌ام اما هنوز

یک الف از انتخاب مشق چاکم ناله است

از علمداران یأسم، کار اقبالم بلند

کز سمک تا عالم اوج سماکم ناله است

اقبالم ← خوشبختی‌امسماکم ← سماک؛ اوج آسمانمسمک ← ماهی؛ آسمان زیرینعلمداران یأسم ← پرچمداران ناامیدی‌ام

کس نمی‌فهمد زبان خاکساری‌های من

ورنه هر گردی که می‌خیزد ز خاکم ناله است

ازگداز عافیت؟کی برون جوشیده‌ام

بادهٔ درد دلم رگ‌های تاکم ناله است

ازگداز ← از گداختنبادهٔ درد ← شراب رنجتاکم ← تاک وجودم

تا نفس برخویش بالد یأس عریان می‌شود

بی‌رخت صد پیرهن سامان چاکم ناله است

کس بدآموز نزاکت فهمی الفت مباد

خامشی هم بی‌تواز بهرهلاکم ناله است

بدآموز ← آموزگار بدبهرهلاکم ← بهره و نصیبمناله ← فریاد دردنزاکت فهمی ← فهم ظرافت

گم شدم از خویش تحریک دل آوازم نداد

این جرس بیدل نمی‌دانم چرا کم ناله است

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
عالم
جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوه‌گاهِ حق.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
زبان
عضوِ گفتار؛ ابزارِ بیان و گاه حجابِ معنای نهفته.
درد
رنج و الم؛ سرمایهٔ عاشق و راهِ پختگیِ جان.
سامان
سروسامان و نظم؛ آسایش و قرارِ کار، که عاشق فاقدِ آن است.
الفت
انس و دوستی؛ پیوندِ مهرآمیزِ دل‌ها.
بلند
رفیع و والا؛ نمادِ همتِ بزرگ و سرفرازی.
برق
آذرخش؛ نماد جلوه آنی، سوختن ناگهانی و ناپایداری.
گریبان
یقهٔ پیراهن؛ نمادِ تأمل و دریدنِ آن نشانِ شور و جنون.
یأس
ناامیدی؛ گاه نزدِ بیدل آرامشِ رهایی از آرزو و طمع.
سوخت
سوختن گذشت؛ کنایه از گدازِ عشق و فنا در آتش درون.
سپند
دانه خوش‌بو که برای دفع چشم‌زخم می‌سوزانند.
نسخه
نوشته و دست‌نوشت؛ نیز دستورِ درمان و الگو.
باده
شراب؛ نمادِ مستیِ عشق و فیضِ معنوی.
جرس
زنگِ کاروان؛ نمادِ بانگِ رحیل و دردِ جدایی.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗