دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 874
زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندجنونساز ← دیوانهکنندهزهی ← آفرین و چه شگفتغریبانت ← بیگانگان و سرگشتگان توهنگامهٔ امکان ← غوغای عالم امکانیک چاک دامن ← یک شکاف از دامن تا گریبان
کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت
دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت
آگهی ← آگاهی و داناییخواب پریشانت ← خواب آشفتهٔ توفهم مجهولت ← دریافتن ناشناختهٔ توکتاب معرفت ← دفتر شناخت و عرفان
کدامین راه و کو منزل، کجا میتازی ای غافل
به فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت
جیب ← جیب لباسدشت و در ← بیابان و درهمیدانت ← میدان نبرد و جولان تومیتازی ← میتازی و میشتابی
به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن
غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت
به پیش پا نمیبینی چه افسون است تحقیقت
زبان خود نمیفهمی چه نیرنگ است عرفانت
افسون ← جادو و فریبتحقیقت ← جستجوی حقیقتِ توعرفانت ← معرفت باطنیِ تونیرنگ ← حیلہ و فریب
نه غیری خواندهافسونت نه لیلیکرده مجنونت
همان شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت
حیرانت ← واله و سرگشتهٔ توخواندهافسونت ← افسونت را خواندهغیری ← بیگانه و دیگریلیلیکرده ← لیلیساخته و سبب عشقمفتونت ← شیفته و فریفتهٔ تو
پی تحقیقگردی میکنی از دور و بیتابی
ندانم اینقدر بر خود که افشاندهست دامانت
افشاندهست ← پاشیده و گستردهاستبیتابی ← بیقراری و ناآرامیتحقیقگردی ← گشتوگذار در پی حقیقتدامانت ← دامنِ تو
شهادت تا رموز غیب پر بی پرده بود اینجا
اگر میگشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت
رموز غیب ← اسرار پنهانشهادت ← گواهی و مشاهدهمژگانت ← مژههای توپر بی پرده ← یکسره آشکارگشاد و بست ← باز و بسته شدن
جهانی نقش بستی لیک ننمودی به کس بیدل
به اینحیرت چه مکتوبی که نتوان خواند عنوانت
عنوانت ← عنوان و سرفصل تومکتوبی ← نوشته و نامهنقش بستی ← صورت و تصویر کشیدیننمودی ← نشان ندادی
تلمیحاتِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- چشم
- اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
- پر
- شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبکباریِ روح.
- پا
- عضوِ راهرفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
- عالم
- جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوهگاهِ حق.
- غبار
- گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
- نقش
- تصویر و اثر؛ گاه صورت ظاهری در برابر حقیقت.
- دامن
- کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دستآویز.
- جنون
- دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
- ساز
- آلتِ نوازندگی؛ نمادِ همآهنگی و نوای درون.
- حیرت
- سرگشتگی آگاهانه در برابر حقیقتی که فهم عادی از آن بازمیماند.
- پای
- عضوِ ایستادن و رفتن؛ نمادِ ثبات و گام در راه.
- غافل
- بیخبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
- راه
- مسیرِ رفتن؛ نمادِ طریقتِ سلوک و سفرِ معنوی.
- خواب
- خفتن و رؤیا؛ نشانهٔ غفلت در برابرِ بیداریِ دل.
- زبان
- عضوِ گفتار؛ ابزارِ بیان و گاه حجابِ معنای نهفته.
- شوق
- اشتیاقِ سوزان؛ کششِ پرشورِ دل بهسوی معشوق و وصال.
- پرده
- حجاب و پوشش؛ مانع آشکارشدن یا نشانه پنهانی راز.
غزلهای مرتبط