دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1043
نه مفصل نه مجملی دارد
نه مفصل نه مجملی دارد
ما و من حرف مهملی دارد
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندمجملی ← سخن سربسته و خلاصهمفصل ← مشروح و گشودهمهملی ← بیهوده و بیمعنا
اوج اقبال نه فلک دیدیم
سیر یک پشت پا تلی دارد
تلی ← توده و پشتهپشت پا ← پشتپا زدن (تحقیر)
زبر چرخ از امل بریدن نیست
سر این رشته مغزلی دارد
امل ← آرزو و امیدمغزلی ← کارگاه رشتن، دوکریسی
موشکاف عیوب جاه مباش
تاج زرین سر کلی دارد
سر کلی ← سر کچلموشکاف ← باریکبینِ عیبجو
در تجمل چه ممکن است آرام
پشت این بام دنبلی دارد
تجمل ← خودنمایی اشرافیدنبلی ← دمل و ورم چرکی
نقش هر کس مکرر است اینجا
آگهی چشم احولی دارد
سایه در خواب میشمارد کام
عاجزی کفش مخملی دارد
مصلحتهاست وقف موی سپید
هر سری فکر صندلی دارد
صندلی ← کرسی منصب و جایگاهوقف موی سپید ← ویژهٔ پیری
گرچه هر اول آخر است آخر
لیک آخر هم اولی دارد
کار مجنون به طرهٔ لیلی است
قصهٔ ما مسلسلی دارد
طرهٔ لیلی ← زلف پیشانی لیلیمسلسلی ← پیوسته و زنجیروار
بیدل از حیرتم گذشتن نیست
آب آیینه جدولی دارد
آب آیینه ← سطح درخشان آیینهجدولی ← جوی و خط و شبکه
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- نیست
- نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- سر
- بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
- چشم
- اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
- آیینه
- شیشهٔ بازتابدهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
- آب
- مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
- پا
- عضوِ راهرفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
- نقش
- تصویر و اثر؛ گاه صورت ظاهری در برابر حقیقت.
- سایه
- اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کمرنگ.
- خواب
- خفتن و رؤیا؛ نشانهٔ غفلت در برابرِ بیداریِ دل.
- سیر
- گشت و سفر؛ سلوک و سیرِ معنویِ جان در راهِ حق.
- فکر
- اندیشه؛ تأمل و سیرِ ذهن، گاه دامِ راهِ دل.
- فلک
- آسمان و گردونِ روزگار؛ نمادِ سرنوشت و جفای چرخ.
- رشته
- نخ و بند؛ نمادِ پیوند، تعلق و سلسله جان.
- حرف
- سخن و کلمه؛ نمادِ گفتار در برابرِ خاموشیِ معنا.
- اقبال
- بخت و رویآوریِ دولت؛ نمادِ کامیابی و سعادتِ روزگار.
- مجنون
- دیوانهٔ عشق؛ نمادِ عاشقِ ازخودرفته و رسوای صحرا.
- موی
- مو و گیسو؛ نمادِ کثرت، باریکی و کمندِ دلربایی.
غزلهای مرتبط