دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2287
دل را به مستی از من و ما ساده میکنم
دل را به مستی از من و ما ساده میکنم
بال صدای جام تر از باده میکنم
فکر تعلق جسدم نیست چون نفس
عمریست خدمت دل آزاده میکنم
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندتعلق جسدم ← وابستگی جسم مندل آزاده ← دل آزاد از قیدنفس ← دم و جان
جیبی به صد شکفتگی صبح میدرم
حسرت نیاز عقل جنون زاده میکنم
در رنگ زرد میشکنم گرد خون دل
یاقوت میگدازم و بیجاده میکنم
بیجاده ← سنگ سرخ کمبهاتررنگ زرد ← زردی رخ از رنجگرد خون دل ← غبار خون دلیاقوت ← سنگ قیمتی سرخ
جولان شعله عافیتش وقف اخگر است
من هم بساط آبله آماده میکنم
اخگر ← پارهٔ آتشبساط آبله ← بستر تاول و رنججولان شعله ← تاخت و گردش شعلهعافیتش ← سلامت و عاقبتش
سیلم، ز بیقراری مجنون من مپرس
هر جا که منزلیست غمش جاده میکنم
بیقراری مجنون ← بیقراری مجنونوارجاده میکنم ← راه و جاده میسازمسیلم ← سیلم؛ جاری و بیقرارم
شوق نثار خجلت گوهر نمیکشد
نذر خرام او سر افتاده میکنم
چشم خیال دوختهام بر طلسم دل
آیینه حلقهٔ در نگشاده میکنم
گرد شکوه وحشتم از نه فلک گذشت
بیدل هنوز یک علم استاده میکنم
مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- دل
- جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
- نیست
- نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- سر
- بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
- نفس
- دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
- رنگ
- نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
- چشم
- اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
- آیینه
- شیشهٔ بازتابدهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
- خون
- مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
- خیال
- صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
- صبح
- آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
- جنون
- دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
- بال
- پرِ پرواز؛ نمادِ اوجگرفتن و رهاییِ روح.
- گرد
- غبار و خاک؛ نشانه محوی، ناپایداری و حجاب دیدن.
- شعله
- زبانه آتش؛ نماد شور، گدازِ عشق و فنای ناپایدار.
- شوق
- اشتیاقِ سوزان؛ کششِ پرشورِ دل بهسوی معشوق و وصال.
- حسرت
- افسوس و دریغ؛ اندوهِ ناکامی و آرزوی برنیامده.
- آبله
- تاولِ پا یا دانهٔ پوست؛ نشانهٔ رنجِ راه و سلوک.
غزلهای مرتبط