› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2477

مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن

وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه یدندشواری نسبتاً آسان

مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن

که این طومار حسرت بر ندارد ننگ پیچیدن

شهادتگاه عشق است این مکن فکر تن آسانی.

میسر نیست اینجا جز به زیرتیغ خوابیدن

درین دریا که عریانی‌ست یکسر ساز امواجش

حباب ما به پیراهن رسید از چشم پوشیدن

به اقبال محبت همعنان شوخی نازم

ز من جوش غبار آه و از دلبر خرامیدن

به سعی بیقراری می‌گدازم پیکر خود را

مگر تا پای آن سروم رساند آب گردیدن

ز خودداری تبرا کن اگر آرام می‌خواهی

که چون اشک است اینجا عافیت در رهن لغزیدن

دمی آشفته باش ای غنچه، گو هستی به غارت رو

به وهم عافیت تا کی نفس در خویش دزدیدن

نفس پیمایی صبح است گرد محفل امکان

ندارد این ترازوی هوس جز باد سنجیدن

ز قمری سرو این‌گلشن به منظر می‌کشد قامت

به خاکستر توان برد از خط سیراب پاشیدن

به روی نکهت گل غنچه هرگز در نمی‌بندد

ز حسن خلق ممکن نیست در دلها نگنجیدن

تو بر خود جلوه کن من هم کمین حیرتی دارم

ندارد عکس راه خانهٔ آیینه پرسیدن

درآن محفل که لعل او تبسم می‌کند بیدل

اگر پاس ادب داری نخواهی خاک بوسیدن

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
خاک
زمین و گرد؛ نماد فروتنی، فنا، خاستگاه جسم و نهایت آدمی.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
غبار
گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
هوس
آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
صبح
آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
ساز
آلتِ نوازندگی؛ نمادِ هم‌آهنگی و نوای درون.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
سعی
کوشش و تلاش؛ جهدِ سالک در راهِ مقصود.
خانه
سرپناهِ زیست؛ نمادِ دل، تن یا قفسِ هستی.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗