› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 333

چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه بدشواری دشوارتر

چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب

کاین همه اوضاع اسمارست ترکیبش سبب

واژه‌نامه · فقط صورت‌های نادر؛ واژه‌های بی‌شرح رایج‌انداسمارست ← افسانه و سخن شبانه استترکیبش ← ساختار و ترکیب اود‌بیرستان رب ← دبیرستان پروردگارمفردکلک ← قلم یگانه

زادهٔ علم موالیدش جهان ماء و طین

لم‌یلد لم‌یولدش آیینهٔ اصل و نسب

اصل و نسب ← ریشه و تبارلم‌یلد لم‌یولدش ← نه زاده و نه زاییده؛ صفات حقماء و طین ← آب و گل

از تصنع‌گر همه ما وتو آرد بر زبان

میم و نون دارد همان شکل‌گشاد و بست لب

تصنع‌گر ← ساختگی‌ساز؛ ریاکارمیم و نون ← حروف م و ن؛ کلمهٔ «من»

احتمالات تمیزش وهم چندین خیرو شر

آفتابی در وبال تهمت رأس و ذنب

احتمالات تمیزش ← گمان‌های تشخیص و جداسازیخیرو شر ← نیکی و بدیرأس و ذنب ← سر و دم؛ عقدهٔ رأس و ذنب نجومیوبال ← بار گناه و پیامد بد

آن سوی کون و مکان طیار پرواز انتظار

ششجهت وارستگی آغوش و آزادی طلب

ششجهت ← شش سوی عالمطیار ← پرنده؛ پروازگروارستگی ← رهایی از تعلقاتکون و مکان ← هستی و فضا

آهوان دشت فطت را خیال او، ختن

کارگاه شیشهٔ افلاک را فکرت حلب

آهوان دشت فطت ← آهوهای دشت فطرتحلب ← شهر حلب؛ مشهور به شیشه‌گریختن ← ختَن؛ سرزمین مشک‌خیزشیشهٔ افلاک ← شیشه و بلور آسمان‌ها

نور از او بی‌احتجاب و ظلمت از وی بی‌کلف

ذات عالمتاب او خورشید روز و ماه شب

بی‌احتجاب ← بی‌پرده و بی‌حجاببی‌کلف ← بی‌لکه و بی‌رنجعالمتاب ← جهان‌افروز

حاصل رد وقبول انقسام خوب وزشت

انفعالش دوزخ و اقبال فردوس طرب

اقبال ← روی‌آوردن بختانفعالش ← تأثر و واکنش اوانقسام ← تقسیم و جدا شدنرد وقبول ← رد و پذیرشفردوس طرب ← بهشت شادی

شور عشق از فتنه‌آهنگان قانون دماغ

شرم حسن از سایه‌پروردان مژگان ادب

سایه‌پروردان ← پروردهٔ سایه؛ نازک‌طبعانفتنه‌آهنگان ← فتنه‌انگیزان؛ نغمه‌سازان فتنهقانون دماغ ← قانون و ساز ذهنمژگان ادب ← مژهٔ ادب؛ پردهٔ حیا

از هزار آیینه یک نوریقینش منعکس

از دو عالم نسخه‌اش یک نقطهٔ دل منتخب

منعکس ← بازتابیدهنسخه‌اش ← نسخه و نمونهٔ اونقطهٔ دل ← نکتهٔ مرکزی دلنوریقینش ← نور یقین او

با همه سامان قدرت شخص تسلیم اعتبار

باکمال‌کبریایی پیکر بیدل لقب

سامان قدرت ← ساز و برگ تواناییشخص تسلیم ← وجود سراپا تسلیمپیکر بیدل ← قالب حیرت‌زدهٔ بیدل
مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
عالم
جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوه‌گاهِ حق.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
مژگان
موهای پلک؛ نمادِ تیرِ نگاه و گریهٔ عاشق.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
لب
کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
پرواز
اوج‌گرفتن در هوا؛ نمادِ رهاییِ روح و آرزو.
وهم
پندار ناپایدار؛ ادراکی که یقین و حقیقت کامل نیست.
شرم
حیا و آزرم؛ پروای درونی در برابرِ معشوق و حق.
زبان
عضوِ گفتار؛ ابزارِ بیان و گاه حجابِ معنای نهفته.
شیشه
ظرفِ بلورین؛ نمادِ شکنندگیِ دل و صفای جان.
حسن
زیبایی؛ جلوهٔ جمالِ معشوق و تجلیِ حُسنِ ازلی.
دماغ
بینی یا سَر؛ جایگاهِ پندار، سرمستی و سودای خیال.
طلب
جُستن و خواستن؛ کششِ سالک در پیِ حق و معشوق.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗