دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 374
ببند چشم و خط هر کتاب را دریاب
ببند چشم و خط هر کتاب را دریاب
ز وضع این دو نقط انتخاب را دریاب
جهان خفته به هذیان ترانهها دارد
تو گوش واکن و تعبیر خواب را دریاب
هزار رنگ من و ما ودیعت نفسیست
دو دم قیامت روز حساب را دریاب
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندمن و ما ← انانیت و خودیودیعت نفسیست ← امانتِ یک نفس است
بهار میگذرد مفت فرصت است ای شیخ
قدح به خون ورع زن شراب را دریاب
شرارکاغذ و پرواز ناز جای حیاست
دماغ عالم پا در رکاب را دریاب
قضا ز خلقت بیحاصلت نداشت غرض
جز اینکه رنگ جهان خراب را دریاب
جهان خراب ← جهانِ ویرانشدنیخلقت بیحاصلت ← آفرینشِ بیثمرِ تو
غبار جسم حجاب جهانی نورانیست
ز ننگ سایه برآ آفتاب را دریاب
غبار جسم ← غبارِ تن؛ حجابِ بدنننگ سایه ← شرمِ سایهبودن
چه نکتهها که ندارد کتابخاموشی
نفس بدزد و سؤال و جواب را دریاب
نفس بدزد ← دم را مهار و پنهان کنکتابخاموشی ← کتابِ خاموشی
درون آینه بیرون نشسته است اینجا
به جلوهگر نرسیدی نقاب را دریاب
اگر جهان قدح از باده پرکند بیدل
تو تردماغی چشم پرآب را دریاب
تردماغی ← نازکدلی؛ حساسیتِ طبع
مفاهیمِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- آینه
- سطح بازتابنده؛ در شعر نماد خودشناسی، صفا و جلوه است.
- نفس
- دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
- رنگ
- نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
- چشم
- اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
- پا
- عضوِ راهرفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
- عالم
- جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوهگاهِ حق.
- غبار
- گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
- جهان
- گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
- خون
- مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
- ناز
- کرشمه و دلربایی؛ جلوهگریِ معشوق در برابرِ نیاز.
- بهار
- فصلِ شکوفایی؛ نمادِ جوانی، تازگی و جلوهٔ حسن.
- سایه
- اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کمرنگ.
- پرواز
- اوجگرفتن در هوا؛ نمادِ رهاییِ روح و آرزو.
- خط
- موی نورُستهٔ گونه؛ نمادِ زیباییِ نوخیزِ معشوق.
- دم
- نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
- فرصت
- مجال کوتاه انجام کار؛ در شعر غالبا لحظه گذرای عمر.
- خواب
- خفتن و رؤیا؛ نشانهٔ غفلت در برابرِ بیداریِ دل.
غزلهای مرتبط