دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 219
آنچه نذر درگه آوردیم ما
آنچه نذر درگه آوردیم ما
تحفه، شیءالله آوردیم ما
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندتحفه ← ارمغان و پیشکششیءالله ← آنچه از آنِ خداستنذر درگه ← نذرِ آستان
جان محزون پیشتاز عجز بود
آه بر لب هرگه آوردیم ما
خاک پست و دامن گردون بلند
عذر دست کوته آوردیم ما
آمدیم از عالم یکتا و لیک
عالمی را همره آوردیم ما
عالم یکتا ← جهان وحدت و یگانگیلیک ← لیکنهمره ← همراه
زین خروشیکز نفس انگیختیم
بر قیامت قهقه آوردیم ما
انگیختیم ← برانگیختیمقهقه ← قهقهه و خندهٔ بلند
نفی ما، آیینهٔ اثبات اوست
گرکتانگم شد مه آوردیم ما
آیینهٔ اثبات ← آینهٔ ثبوت و هستی اومه ← ماهنفی ما ← نیستی و انکار ما
کبریا کم بود در تمهید عجز
تا گدا گفتی شه آوردیم ما
بر گریبان ریختیم از شش جهت
زور یوسف بر چه آوردیم ما
بیگمان غیر از یکی نتوان شمرد
خواه یک خواهی ده آوردیم ما
چون نفس نرد خیالات دلیم
گاه بردیم وگه آوردیم ما
بیدلان یکسر نیاز الفتند
گر تو بپذیری ره آوردیم ما
بیدلان ← عاشقان بیدلره آوردیم ← سوغات راه آوردهایمنیاز ← عرض نیاز و بندگی
تلمیحاتِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- نفس
- دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
- آیینه
- شیشهٔ بازتابدهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
- خاک
- زمین و گرد؛ نماد فروتنی، فنا، خاستگاه جسم و نهایت آدمی.
- دست
- اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
- عالم
- جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوهگاهِ حق.
- دامن
- کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دستآویز.
- لب
- کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
- عجز
- ناتوانی و درماندگی؛ فروتنیِ بنده در برابرِ حق.
- آه
- نالهٔ دل؛ دودِ سینهٔ عاشق و فریادِ سوز و درد.
- قیامت
- رستاخیز؛ نمادِ آشوبِ بزرگ و شورِ بیاندازه.
- بلند
- رفیع و والا؛ نمادِ همتِ بزرگ و سرفرازی.
- عالمی
- یک جهان، بسیار؛ کنایه از فراوانی و کثرتِ بیپایان.
- گریبان
- یقهٔ پیراهن؛ نمادِ تأمل و دریدنِ آن نشانِ شور و جنون.
- جان
- روح و زندگی؛ نمادِ گوهرِ هستی و سرمایهٔ نثارِ عشق.
- نیاز
- حاجت و فروتنی؛ نمادِ خاکساریِ عاشق در برابرِ ناز.
- گردون
- چرخِ فلک؛ نمادِ روزگارِ بیدادگر و سپهرِ گردنده.
- خیالات
- خیالها؛ نماد پندارها و صورتهای بیبنیادِ ذهن.
- شش جهت
- شش سو؛ نماد فراگیریِ مکان و محصوریتِ جهانِ پیشِ آینهنگاه.
غزلهای مرتبط