دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2317
نه وحدت سرایم نه کثرت نوایم
نه وحدت سرایم نه کثرت نوایم
فنایم، فنایم، فنایم، فنایم
واژهنامه · فقط صورتهای نادر؛ واژههای بیشرح رایجاندفنایم ← نیستشوندهاموحدت سرایم ← سرایندهٔ یگانگیکثرت نوایم ← نغمهپرداز کثرت
نه پایی که گردون فرازد خرامم
نه دستی که بندد تعین حنایم
تعین ← تشخص و تعینحنایم ← حنای منخرامم ← خرامش منگردون ← آسمان چرخان
اگر آسمانم عروجی ندارم
اگر آفتابم همان بیضیایم
بیضیایم ← بینور و بیتابمعروجی ← بالارفتن و معراج
نه شخصم معین نه عکسم مقابل
خیال آفرین حیرت خود نمایم
حیرت خود نمایم ← نمایشگر حیرت خویشمخیال آفرین ← آفرینندهٔ خیالشخصم معین ← شخص مشخص نیستمعکسم مقابل ← عکس روبهرو نیستم
ز صفر است در دست تحقیق جامم
حساب جنون بر خرد میفزایم
تحقیق ← جستجوی حقیقتحساب جنون ← شمار دیوانگیخرد میفزایم ← بر خرد میافزایمصفر ← هیچ و تهی
سلامت که میجوید از دانهٔ من
هوس کوب دندان هفت آسیایم
دانهٔ من ← دانهام برای صیدهوس کوب ← کوبندهٔ هوس
در تن چارسوبم چه سودا چه سودی
چو صبح از نفس مایگان هوایم
سودا ← هوس و اندیشهنفس مایگان ← نفسهای پستهوایم ← هوا و هوس من
چه مقدار وحشتکمین است فرصت
که با هر نفس باید از خود برآیم
از خود برآیم ← از خود بیرون آیمفرصت ← زمان کوتاه زندگیوحشتکمین ← وحشت در کمین
شعور است آثار موجود بودن
من بیخبر هر کجایم، کجایم
آثار موجود بودن ← نشانههای هستیبیخبر ← ناآگاهشعور ← آگاهی
لباس تعلق خیالست بیدل
گره نیست جز من به بند قبایم
خیالست ← پنداری استلباس تعلق ← جامهٔ وابستگی
مفاهیمِ این غزل
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- نیست
- نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- نفس
- دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
- دست
- اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
- خیال
- صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
- هوس
- آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
- صبح
- آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
- جنون
- دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
- حیرت
- سرگشتگی آگاهانه در برابر حقیقتی که فهم عادی از آن بازمیماند.
- فرصت
- مجال کوتاه انجام کار؛ در شعر غالبا لحظه گذرای عمر.
- وحشت
- هراس و رمیدگی؛ گریزِ دلِ تنها از خلق بهسوی تنهایی.
- تحقیق
- جستوجوی حقیقت؛ شناختِ ژرف و یقینیِ معنا در برابرِ تقلید.
- گره
- بند و پیچش؛ نمادِ مشکل، اندوهِ بسته و دشواریِ کار.
- تعلق
- وابستگی و پیوند؛ نمادِ بندِ دنیوی و حجابِ سلوک.
- دانه
- تخمِ گیاه؛ نمادِ دامِ فریب، آز و نهفتنِ ثمر در نهان.
- بند
- قید و گره؛ نمادِ تعلقِ دنیوی و اسارتِ تن.
- بیخبر
- ناآگاه و غافل؛ نمادِ مستِ بیخویش و فارغ از خود.
- گردون
- چرخِ فلک؛ نمادِ روزگارِ بیدادگر و سپهرِ گردنده.
غزلهای مرتبط