› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2595

ای فکر نازکت را شبهت کمینی از مو

وزن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه ینیازموردیف از مودشواری درآمدنی

ای فکر نازکت را شبهت کمینی از مو

تشویش عطسه تا کی مانند بینی از مو

در کارگاه فطرت نام شکست ننگست

باید قلم نبندد نقاش چینی از مو

دل آتش تو دارد ضبط نفس چه حرفست

اخگر نمی‌پسندد نقش نگینی از مو

نیرنگ التفاتت مغرور کرد ما را

افسون آفتاب است مار آفرینی از مو

تعظیم ناتوانان دشواریی ندارد

بر عضوها گران نیست بالا نشینی از مو

کم نیست شخص ما را در کسوت ضعیفی

از رشته دامنیها یا آستینی از مو

بالیدم از تخیل سرکوب آسمانها

بر خود نچیدم اما فرق یقینی از مو

عمریست ناتوانان ممنون آن نگاهند

ای دیدهٔ مروت زحمت نبینی از مو

ما را شکیب دل برد آنسوی خود فروشی

شبگیر کرد بیدل آواز چینی از مو

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
نقش
تصویر و اثر؛ گاه صورت ظاهری در برابر حقیقت.
شکست
درهم‌شکستگی؛ نمادِ نیستی و فروریختنِ خودیِ عاشق.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
دیده
چشمِ بیننده؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و دیدارِ یار.
فکر
اندیشه؛ تأمل و سیرِ ذهن، گاه دامِ راهِ دل.
نام
نام و آوازه؛ نمادِ اعتبارِ ظاهری در برابرِ گمنامی.
رشته
نخ و بند؛ نمادِ پیوند، تعلق و سلسله جان.
نیرنگ
نقش و جلوه فریبنده؛ نماد رنگارنگیِ فریبای جهان.
افسون
وردِ جادو؛ نمادِ فریب، سحرِ سخن و دلربایی.
آفتاب
خورشید؛ نماد جلوه حقیقت که غبار و ذره در آن ناپدید است.
ضبط
نگاه‌داشتن و مهار؛ نمادِ خویشتن‌داری و فروبستنِ پریشانی.
فطرت
سرشتِ آغازین؛ نمادِ خمیرهٔ پاکِ نخستینِ آدمی.
آواز
بانگ و نغمه؛ نمادِ فریادِ شوق و نالهٔ جدایی.
چینی
ظرفِ ظریفِ چینی؛ نمادِ شکنندگیِ تنِ خاکی.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗