› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1234

به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد

وزن متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلنقافیه کشددشواری دشوار

به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد

شبیخون به عمر خضر زنم که نفس شراب سحر کشد

نشد آن که از دل گرم کس به تسلیی کشدم هوس

بتپم درآینه چون نفس که زجوهرم ته پر می‌کشد

نگرفت گرد نُه آسمان سر راه هرزه خرامی‌ام

مگرم تأمل نقش پا مژه‌ای به پیش نظر کشد

دل آرمیده به خون مکش زتلاش منصب و عزتی

که فلک به رشتهٔ‌گوهرت بکشد زحلقت اگرکشد

ز لب فصیح وفا بیان به حدیث‌کین ندهی زبان

ستم است حنظل اگر کشی به ترازوبی که شکر کشد

نپسندی ای فلک آنقدر خلل طبیعت وحشتم

که چو موجم آبله‌های پا غم انفعال‌گهرکشد

زکمال طینت منفعل به چه رنگ عرض اثر دهم

مگر از حیا عرقی کنم که مرا ز پرده به در کشد

به حدیقه‌ای که شهید او کشد انتظار مراد دل

چو سحر نفس دمد از کفن که شکوفه‌ای به ثمر کشد

به سجود درگهش ای عرق تو ز بی‌نمی منما تری

که مباد سعی جبین من به فشار دامن تر کشد

نظری چو دانه دربن چمن به خیال ریشه شکسته‌ام

بنشینم آنهمه در رهت که قدم ز آبله سرکشد

سروبرگ همت میکشی ز دماغ بیدل ما طلب

که چو شمع ازهمه عضو خود قدح آفریند و درکشد

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
شمع
چراغ مومی؛ نماد سوختن، روشنی دادن و عاشقی بی‌قرار.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
پا
عضوِ راه‌رفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
نقش
تصویر و اثر؛ گاه صورت ظاهری در برابر حقیقت.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
هوس
آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
لب
کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
سعی
کوشش و تلاش؛ جهدِ سالک در راهِ مقصود.
گرد
غبار و خاک؛ نشانه محوی، ناپایداری و حجاب دیدن.
چمن
سبزه‌زارِ خرّم؛ نمادِ بهار، باغ و جلوه‌گاهِ حسن.
عرق
تراوشِ پوست؛ نمادِ شرم، خجلت و لطافتِ رخسار.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗