› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1156

سراغت از چمن کبریا که می‌پرسد

وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه اکهمیپرسدردیف که می پرسددشواری نسبتاً آسان

سراغت از چمن کبریا که می‌پرسد

به وهم گرد کن آنجا ترا که می‌پرسد

معاملات نفس هر نفس زدن پاکست

حساب مدت چون و چرا که می‌پرسد

جهان محاسب خویش است زاهدان معذور

خطای ما ز صواب شما که می‌پرسد

کرم قلمرو عفو است رنج یأس مکش

به کارخانهٔ شرم از خطا که می‌پرسد

گرفته‌ایم همه دامن زمینگیری

ره تلاش به این دست وپاکه می‌پرسد

دلیل مقصد اشک چکیده مژگان نیست

فتادگی بلدیم از عصا که می‌پرسد

درین حدیقه چو شبنم نشسته‌ایم همه

سراغ خانهٔ خورشید تا که می‌پرسد

به حال پیکر بیجان‌گربستن دارد

مرا دمی‌ه توگشتی جداکه می‌پرسد

غبار دشت عدم سخت بی‌پر و بال است

اگر تو پا نزنی حال ما که می‌پرسد

جواب خون شهیدان تغافلت کافی‌ست

جبین مده به عرق از حیا که می‌پرسد

دمیده ششجهت اقبال آفتاب ازل

ز تیره‌روزی بال هما که می‌پرسد

چه عالی و چه دنی از خیال غیر بریست

غم معاملهٔ سر ز پا که می‌پرسد

ز دل حقیقت رد و قبول پرسیدم

به خنده گفت‌: برو یا بیا که می‌پرسد

چه نسبت است به خورشید ذره را بیدل

به عالمی که تو باشی مراکه می‌پرسد

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
پا
عضوِ راه‌رفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
غبار
گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
بال
پرِ پرواز؛ نمادِ اوج‌گرفتن و رهاییِ روح.
مژگان
موهای پلک؛ نمادِ تیرِ نگاه و گریهٔ عاشق.
خانه
سرپناهِ زیست؛ نمادِ دل، تن یا قفسِ هستی.
گرد
غبار و خاک؛ نشانه محوی، ناپایداری و حجاب دیدن.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗