بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
یک قلم چون آبله گشتیم عریان زیر پوست
گر شکست رنگ ما دیدی ز حال مپرس
نامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر پوست
نیست ممکن از لباس وهم بیرون آمدن
زندگانی عالمی را کرد زندان زیر پوست
تا نگردد قاتل ما جز به گلچینی سمر
همچو گل خونِ بحل کردیم سامان زیر پوست
نالهها در پردهٔ ساز جنون دزدیدهایم
خفته شیر بیشهٔ ما را نیستان زیر پوست
جیب ما چون غنچه آخر بال صحرا میکشد
بر سر ما سایه افکنده است دامان زیر پوست
خلوت راز است چشمی کز تماشا دوختیم
عین یوسف شد نگاه پیر کنعان زیر پوست
از نقاب غنچه رنگ شور بلبل میچکد
شیشه دارد خون عیش میپرستان زیر پوست
ساز هستی پرده دارد شوخیای در دست و بس
هر که بینی نالهای کردهست پنهان زیر پوست
همچو نارم عقدهای از کار دل تا واشود
سرخ کردم هم به خونِ سعیْ دندان زیر پوست
گفتم آفتهای امکان زیر گردون است و بس
زندگی نالید و گفت این جمله توفان زیر پوست:
بسکه مردم جنس ایثار از نظر پوشیدهاند
درهم ماهیست اینجا همچو همیان زیر پوست
عضوعضوم حسرت دیدار میآرد به بار
نخل بادمم سراپا چشمِ حیران زیر پوست
هیچکس آتش نزد بر صفحهٔ بیحاصلم
ورنه من هم داشتم بیدل چراغان زیر پوست
واژهنامهٔ این غزل · 18 واژه
- دل
- جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
- نیست
- نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
- بیدل
- تخلصِ شاعر؛ بهمعنیِ بیدل، عاشقِ از خود رفته.
- سر
- بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
- رنگ
- نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
- چشم
- اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
- گل
- شکوفهٔ خوشبو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
- دست
- اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
- هستی
- وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
- ناله
- فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
- خون
- مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
- شکست
- درهمشکستگی؛ نمادِ نیستی و فروریختنِ خودیِ عاشق.
- جنون
- دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
- ساز
- آلتِ نوازندگی؛ نمادِ همآهنگی و نوای درون.
- آتش
- شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
- بال
- پرِ پرواز؛ نمادِ اوجگرفتن و رهاییِ روح.
- سایه
- اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کمرنگ.
- سعی
- کوشش و تلاش؛ جهدِ سالک در راهِ مقصود.